امروز به همسرم گفتم پدر مادرم میخوان برام عیدی دو ملیون تا سه ملیونی بخرن گفت من نمیتونم برات اینجوری بگیرم دلم شکست
ای کاش فقط خودشو ببینه منم ببینه خواهرش و همه طلا کادو میگیرن من چی
چند روزه بخاطر این شانس گهم دارم گریه میکنم فقط
شوهرم فقط نر بودن یاد گرفته هر کی میبینم برای زنش کادو میگیره میگم کاش شوهرم یکم مرد بود جای نر بودن
همش میگه ندارم پس شوهرا اونا چجوری دارن حسرت همه چی مونده رو دلم قبلا همه ارزوشون بود جای من باشن الان من برعکس