2777
2789
عنوان

خوابگاهی

424 بازدید | 30 پست

سلام دخترا چطوری توخوابگاه موندگار شدین من اصلا نمیتونم فقط گریه میکنم هم اتاقیم خیلی عالین خداروشکر ولی من نمیردنم چیشده خیلی بع پدر و مادرم وابستمو جه آخری خونه هم بودم  خیلی خیلی دلم براشون یذره شده دوستای خودمم که تبریز قبول شدن من چیکار کنم که بتونم اینجا بمونم توروخدا اگه یچیزی میدونین بگین خودتون چطوری موندگار شدین من میخام اگه شد بعد یه ترم انتقالی بگیرم و برم راهم خیلی دوره سه ساعت راهمه بنظرتون میشع بعد یه ترم انتقالی گرف میخام برم بع تبریز که خیلی بع شهرما نزدیکه 

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

خودتو مشغول کن به این فکر کن که چقدر قراره مستقل بشی وابستگی زیاد از حد خوب نیست دوستای جدید پیدا کن ...

من بیش از حد وابستم بیش ازحد جوری که تا دو روز بخاطر مامان و بابام گریه میکردم بچه آخری همینه دیگه ۲۴ ساعته پیش مامان و باباتی تا یکم دور میشی سخت میشه برات انشالله این یه ترم بگذره اگه خدا بخاد و کمکم کنه انتقالی میگیرم به تبریز اگه انتقالی  بدن 

چی میخونی؟ بچه ک نیستی من بچه اخرم ولی مث تو نیستم میخوام دورتر شم تا نزدیک🥲😂

من صنایع غذایی دست خودم نیست بخدا من تا حالا از مامان و بابام دور نشده بودم

من شوهرم وقتی اومد دانشگاه اهواز ما خونمون اهواز بود خواهرش که میشد عروس خالم همسایه طبقه بالامون بود شوهرم بی پول و وضع داغون خودش هم کارگری میکرد تا ۱ شب بعد میرفت درس میخوند تا ۵ صبح وقتی منو دید و نامزد شدیم خودم کمکش میکردم تو هم سعی کن بسازی اینا واست میشن خاطره و یه آدم قوی میشی

با شماره پدرشوهرم اومدم😁
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108