سلام دوستان من فقط يه دونه بچه دارم دخترم ١٢سالشه كلاس هفتم
خيلي درسخون كارنامه آبان و كارنامه ترم اولش معدلش ٢٠شده خيلي تلاش ميكنه درس ميخونه
فردا قراره از طرف مدرسشون ببرنشون اردو شاگرداي ممتاز رو
من كلا خيلي بهش وابستم ميترسم اردو بره ميدونم خيلي بده اين كارم بنابراين رو دلم پا گذاشتم و با هر بدبختي بود خودم رو راضي كردم كه دخترم بايد بره اردو چون خودمم هم زمان دانش آموزي خاطرات تلخي دارم كه دو سه باري خواستم برم اردو و مامانم مريض شده و نتونستم برم چون اون موقع مامانم مريض بيماري داشته
حالا دخترم كلي با دوستاش برنامه ريزي كرده ذوق داشته رفته آرايشگاه موهاش رو بافته و كلا علاقه به فسفود و ساندويچ سرد داره قبول نكرد براش غذا درست كنم رفتم باهاش خريد كردم چند مدل ساندويچ و سوسيس و اسنك سرد گرفت با يه مقدار خوراكي و البته يه مقدار كم خوار و بار برا خونه گرفتم شدن نهصد و خورده اي شوهرم خيلي تو روش بدخلقي كرده كه ولخرجي ميكنين دستتون نميگيرين و ..،خلاصه دل دخترم رو شكست گفته نميرم اردو الان از غصه خفه ميشم البته اينم بگم كه وضعيت مالي بدي نداريم به نظرتون چكار كنم راضيش كنم بره اردو امشب ميگفت ديگه تلاش نميكنم بهترين نمره رو بگيرم مگه ١٥چشه 🥺