مردک پیر خونه نداره کار نداره همش به من میپره منو مقصر میدونه خواهرم اینا خونه دومشو خریدن پیش فروش به من میگه تو از من قائم کردی اونا خیلی خوب خریدن در حالی که از روز اول گفتم میگه نه دوماه پیش خریدن تو دروغ گفتی منم آخر گفتم خوب کردمممم میگه اگه میگفتی منم میخریدم در حالی که دروغ میگه اصلا پولشو نداره از حسودی میگه حالا قرار بود مسکن ملی بنویسه لج کرده میگه نمیخوام منم پشتمو کردم بهش با گوشی بازی کردم اونم بدش میاد از اینکه با گوشی کنم پاشده رفته تو حال خوابیده...
یه زمانی از حسودی میگفت ماشین شوهر خواهرم به اسم خودش نیس به اسم باباشه در حالی که از حسودی میگه دو تا ماشین داشت اون موقع...
خواهرم اینا خونه خریدین طلا نفروختن به من میگه تو فقط بلدی بیایی بگی طلا هم نفروختن خونه خریدن فقط یه بار گفتم نه که هروز بزنم به سرش گفتم بهش یاد بگیره برا منم 4 تا النگو داشتم فقط فروخت به اسم مامان خونه خریدن مرتیکه نفهمممم
من چیکار کنم آخه از دست این
اینم بگم خیلی موقعیت داشته پول جمع کنه آنقدر خرج دوستاش و خانوادش کرده هیچییی برا خودش نمونده الان پشیمون هی میپره به من