قبول دارین هر چی مردا رو اذیت کنی بیشتر دوستت دارن؟
جاریم خیلی سیاست داره شوهرش همیشه در حال تعریف کردنو حرف زدن ازشه.مثلا میگه من از اول عروسیم تا حالا از ترس زنم جرعت ندارم یک سیگار دستم بگیرم یا همین دیشب خونه مادرشوهرم داشت میگف ببخشید تو فلان خوراکیو دوست داری نخریدم بخوری.یا میگه فلان لباس به زنم خیلی میاد همیشه زحمتاشو کاراشو میبینه حالا شوهر من کلا برعکسه جلو خانوادش بام تندی میکنه هر کار دلش میخواد از رفیق بازی تا سیگار قلیون میکنه از من اصلا حساب نمی بره.
با اینکه من خیلی حواسم بهش هست غذاش دیر نشه مریض میشه چقد مواظبشم برادرشوهرم خودش میگ زنم بخاطر ناهار درست کردن سر من منت میزاره که هر روز هر روز درست کنم خسته میشم.
من چند روزم تو خونه باشم شب شوهرم بیاد چون خستس دلم نمیاد بگم بریم بیرون اونوقت اونا شبا کافه ای نمونده نرفته باشن تازه با منت که از صبح تو خونه کاراتو کردم ببر دورم بده
آخرم شوهرم میگه زنای مردم فلانن چقدر شوهراشونو دوست دارن اونوقت تو اینجوری ای
هر چی تو خونش زحمت میکشم نمیبینه حس میکنم اصلا دوستم نداره شایدم واقعا جاریم بهتره منه
دیشب انقد حرصم گرفته بود شوهرم داشت چیزی تعریف میکرد گفتم ساکت شو صدات به من نرسه