الان چهار پنج ماهی میشه از عشقم جدا شدم دوسال باهم بودیم کلی حرفای عاشقانه میزد بهم ، میگفت میمیرم برات و کلی چیزای دیگه باورش داشتم اخرشم خیلی بد ازم جدا شد همیشه من قهر میکردم به خاطر حرفاش ولی میومد معذرت خواهی و اینا آشتی میکردیم ولی این بار خودش گفت رابطه ما فایده نداره و رفت … خیلی شبا یواشکی گریه کردم داغون شدم حمله پاتیک بهم دست میداد الان آروم تر شدم سعی میکنم گریه نکنم و خاطراتمونو یادآوری نکنم اخه وقتی یادم میاد دلم میخواد بمیرم ولی همش فکر میکنم بهش ، همش میگفت من عاشقم میدونم تو چی میکشی و میدونم چه سختی داره ، ده سال ازم بزرگتر بود من ۱۸ سالمه ، نمیگفت منم عاشقتم میگفت منم عاشقم ، نفهمیدم میگه عاشق توام یا عاشق کسی دیگه ، چجوری فراموش کردید ، اصلا میشه فراموش کرد ؟😭
بابا فراموش میشه چند سال دیگه یادت بیوفته میگی کاش براش گریه و غصه نمیخوردم . دختر عمو من 7سال با یکی بود پسره خانوادش نذاشتن دخترعمومم تمومش کرد بعد یک سال شوهر کرد خیلی هم همو دوس دارن و گذشتشو فراموش کرده و خوشحاله
من سلطان فراموش کردن آدما ام😁😁فقط کافیه ب بدی هاشون فک کنم تا از چشمم بیوفتن درکل بابت رفتن ...
چقدر خوب ، منم الان به یه بی حسی رسیدم ولی میگم کاش اینقدر عاشقش نمیشدم کاش اصلا منو نمیدید وقتی قسمت هم نبودیم ، دوسال اومد خاستگاری خیلی تلاش کرد بعد که با هم ارتباط داشتیم پیام میدیدیم و اینا اونم دوسال طول کشید تقریبا سه چهار سالی درگیر بودم که دوستاش ارتباط داشتیم ، میگم چرا انقدر تلاش کرد که سر هیچ و پوچ همه چیزو خراب کنه
بستگی داره جای بریدگی باشه یا جای خنجر؟؟؟؟؟ هر چی عمیق تر دیرتر
ما فقط تو گوشی ارتباط داشتیم دوسه باری تونستیم همو تو مهمونی از نزدیک ببینیم ولی خیلی تعجب میکنم از این عشق عمیقی که نسبت بهش داشتم همش میگم طرف میره با عشقش رابطه جنسی داره بعد جدا میشن اصلا عین خیالش نیست من چرا نمیتونم فراموش کنم
نمیدونم چرا شما خانما اینقدر ضعیف نفس هستید از قدیم گفتن برا کسی بمیر که برات تب کنه
بستگی به طرف داره ، خانوما الکی الکی ام عاشق نمیشن بستگی داره مرد چقدر بد ذات باشه که بیاد با حرفاش دخترو دیوونه کنه بعد بزاره بره هیچ زنی همینجوری عاشق کسی نمیشه شاید خوشش بیاد از ظاهر و اخلاق کسی ولی عاشق نمیشه ، دقیقا اونم میگفت زن ها ضعیفن هیچوقت نمیگفت من رفتم با حرفای دروغم عاشقشون کردم
★𓆩😍𓆪★ کمرنگ میشه فراموش نه ولی با جایگزینی یه فرد جدید وبهتر از قبلی شاید دیگه فکرت درگیر ق ...
من خیلی تلاش کردم حتی شده تو ذهنم کسی رو جایگیرین این کنم شاید بگم فلانی چه خوشگله چه اخلاقی داره و اینا میرم با اون ازدواج میکنم ولی هیچوقت از ته دلم نبوده دیگه بی حس شدم بخدا بی تفاوت ترینم شاید از کسی خوشم بیاد بگم در کل خوبه ولی حس عشق ندارم به کسی ولی اینو با تمام عیب و نقص هاش دوست داشتم و عاشقانه میپرستیدمش با اینکه همه میگفتن اشتباهه ولی من ازش دست نکشیدم تهش خودش شرمندم کرد جلوی خانوادم و رفت