مادرشوهرم یه ماهه اومده شهر ما واسه زنذکی هررر روز میگه بیایید اینجا نومو بیینم وسایلاتونم بیارید بمونید سه روز تعطیله ولی حقیقتا خیلی حرف دراره میترسم زیاد برم خونش هی از همه چی حرف درست کنه رابطمون بازم مثل قبل خراب شه شما بودین چیکار میکردین
بی حد و اندازه عاشق شوهرمم و بعد چندسال زندگی تازه قدرشو میدونم از خدا ممنونم که منو متوجه عشقِ شوهرم کرد❤️ خواهرشوهر و مادرشوهر عزیزم اگر منو اینجا پیدا کردید، یاد اذیت های خودتون بیفتید 😢
بی حد و اندازه عاشق شوهرمم و بعد چندسال زندگی تازه قدرشو میدونم از خدا ممنونم که منو متوجه عشقِ شوهرم کرد❤️ خواهرشوهر و مادرشوهر عزیزم اگر منو اینجا پیدا کردید، یاد اذیت های خودتون بیفتید 😢
ببین یه روز برو . بعد بگو فلان جا دعوت شدیم یا بگو برم خونه کارامو بکنم دوباره میام بعدم نرو بگو اون بیاد بگو نمیشه که همیشه شما بیایی غذای مورد علاقع شو درس کن شمام استراحت کنید شوهرت تنها بره داستان میشه عزیزم بدتره ساسیت داشته باش دعوا درس نکن با این کار شوهرتم خوش حال کردی دفعه بعد نخوای بری دیگه راحتی