2789
عنوان

دلم گرفته

192 بازدید | 14 پست

تو رو خدا نیاید بگید ازکسی انتظار نداشته باش تا آرامش داشته باشی. گوشم از این شعارها پره.

شش سال پیش که شوهرم اومد خواستگاری خیلی شاد و موفق بودم. تو دانشگاه بهترین بودم و مدام رتبه میاوردم. فعال و زیبا و خوش اخلاق و شاد بودم. تازه از یه رابطه ی عاطفی کنار کشیده بودم ولی خودمو راضی کرده بودم که این ته قصه نیست. 

باباش همکار بابام بود. وضع مالی بابام خیلی خوب بود. بهترین لباسا رو میپوشیدم. بهترین رستورانا. بهترین هتل ها.

گفتم حتما این پسر هم مثل من زندگی کرده.

گفتن کار ثابت نداره، این روزا کی داره؟ چندجا کار میکنه و درامدش خوبه

گفتن درسشو تموم نکرده ولی دو ترمش مونده فقط. خب چی بشه. همزمان با درسش داره کار هم میکنه.

گفتن سربازی نرفته. خب نرفته باشه. ازدواج کنه سربازیش میفته شهر خودش و تا ظهر میره سر وظیفه. بعد از ظهر میره سر کار و سرشب خونه اس

گفتن خونه نداره ولی ما که داریم. میدیم شما میشینید. ما که نمردیم.

گفتن تو زن پسرمون شو. ما پشتتونیم نمیزاریم یه روز هم ناراحت باشی.نمیزاریم تو چیزی کمبود حس کنی.


نمیدونم چی شد. چی نشد.فقط یادمه همه راضی شدن. عین جماعتی که چشماشون کور شده.

شدم عروسشون. گفتن جهاز با دختره. ما رسم نداریم. خانواده ام گفتن عیب نداره ما که وضعمون خوبه.

سر خرید گفتن فلان چیز نخر رسم نداریم. فلان چیز نخر بعدا میخری. مامانم دهنمو بست که دهه دهنتو ببند و انقدر ندید بدید بازی درنیار تو که فلان چیزو داری نزار بگن خونه باباش هیچی ندیده.

تو نامزدی حتی یه بارم نزاشتن تنها بریم بیرون. زنگ زدن کجایید. گفتیم داریم میایم ساعت گرفتن تا برسیم ده دقیقه دیر کردیم هم توبیخ کنن. زنگ زدم کجایید گفتیم داریم مبریم شام بخوریم گفتن خونمون شام هست لازم نیست. املت دادن به خوردمون. زنگ زدن کجایید. گفتیم میریم فلان جا گفتن ماهم داریم میایم تنها نرید. نگفتیم کجاییم پاشدن زنگ زدن به پدر و مادرم و قشقرق به پا کردن که دلمون هزارراه رفت. حق ندارید تنها بگردید.


دبدم حقوق شوهرم یک چهارم چیزی که گفتن. اعتراض کردم گفتن درست میشه. بابام گفت ابرو داریم بشین درست میشه. دو سال نامزد موندم گفتم برید خونه خودتون گفتم پسر شما پول نداره گفتن ما داریم. پشتتونیم. گفتم عروسی گفتن شوهرت نداره ما رو هم درک کن. گفتم آتلیه گفتن درک کن. گفتم لباس عروس درست و حسابی گفتن درک کن. گفتم پس چی رو میگید پشتتونیم. گفتن واسه ضروریات وگرنه باید درک کنید.

تو شش سال یه مسافرت نبردن. همش خودشون گشتن پسرشون که مداشت منو ببره خودشونم گفتن آی پسر طفلکم دلمون پیش توئه موندی خونه و خودشون گشتن.

رفتیم خونمون. با ۱۲۰۰ خونه میچرخوندیم. میگفتم پس بابات میگفت ما هستیم شوهرم میگفت خب هستن دیگه خونه دادن. میگفتم خونه رو که همون اول گفتن که بابام راضی شد دختر بده. منت چی رو میزارید سرم؟ 

به قرون بهمون ندادن. یه تیکه مرغ ندادن. دو کیلو برنج ندادن. همه جاهم گفتن ما خونشونو میچرخونیم.


چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


سه ساله خونه ی خودمم.هنوزم شلواری که دوره نامزدی مامانم خریده مبپوشم. هنوزم پالتوی دوران مجردی رو میپوشم.

دو سال و نیم بعد از اینکه عروسی کردیم گفتن کی خونه میخرید؟ بابا نامسلمون با چی بخریم. خودشونو کشتن که نهایت دو سال دیگه میتونید پیش ما باشید پس به فکر خونه باشید. با کلی قرض و بدهی یه دخمه تو پایین شهر خریدیم. ۶ تومن حقوقی که ۳.۵ مبره پای قسط و توش یه بچه شیرخشکب و پوشک پوش هست رو من چیکارش کنم. نامسلمونن. بی انصافن.

هرروز میگم مگه من قبل از ازدواج دوست شدم با پسرشون که بگم خب خودم میدونستم شرایطشو باید درک کنم. ناخواسته بودم و... . به بابام میگم خسته ام میگه چه عیبی داره شوهرت. میگم نداره. میگم بچه ننه اس. بی انصافی خانواده اش رو میبینه و میگه اونا درست میگن تو غلط اضافی میکنی. میگه برو زندگی کن. 

روز به روز افسرده ترم. ناراحت ترم. داغون ترم.

دختر خودشون طبق طبق براش خرید چله و عید و کوفت و زهرمار میاد هی مینازن که اینا ربط مستقیم داره به لیاقت دختر ما لیاقتشو داره. میگم من بی لیاقت بودم هیچی نیاوردین میگن خودت میدیدی پسر ما هیچی نداره ناراضی بودی زنش نمیشدی.

حالم ازشون بهم میخوره. حالم از زندگی بهم میخوره

چقدر ناراحت شدم برات

عزیزم معمولا زندگی مشترک همین مشکلات و درد سر هارو داره ،هیچ جا خونه پدر نمیشه ،خونه پدر آدم انگار تو پر غو هست هیچ دغدغه ای هم نداری اما بعد ازدواج باید مسئولیت زندگی رو به گردن بگیری و هربدی دیدی بسوز ی و بسازی .

دیگه آدم باید قبل ازدواج باید چهارچشمی طرف رو بپای‌ ،چی داره چی نداره،قول های قبل ازدواج بنظرم همش کشکه


چقدر ناراحت شدم برات عزیزم معمولا زندگی مشترک همین مشکلات و درد سر هارو داره ،هیچ جا خونه پدر نمیشه ...

میدونی از چی دلم شکسته؟ اینکه خانواده ام میگن چشماتو باز میکردی. میگم اصلا من بچه و ساده شما نمیدید ابن هیچی نداره؟ ندیدید چقدر خسیسن؟ چرا قبول کردین میگن ما فکر کردیم راضی هستی.

شانس شما،ازخانواده گداگشنه جداشو،همه ارزوی زنی مثل شمادارن،اول کاش نه میگفتی،تمام،الانم،نمیتونی تموم ...

با یه بچه ی یه ساله ی مظلوم که حتی دلشون نمیاد براش یه بسته پوشک بخرن چیکا‌ر میتونم بکنم؟ من گند زندم. ولی نمبتونم بچم رو هم به آتیش خودم بسوزونم

عزیزم‌خیلی ناراحت شدم ، اما بهترین کار اینه که رو پای خودت بایستی و اگه درست تموم شده کار پیدا کنی ، از مامانت برای نگهداری بچه کمک بگیر ولی حتما هر جور شده کار پیدا کن ، چون از اینا آبی گرم‌نمیشه 

کاربر سال ۹۰ هستم ، گفتن اکانت اولت تار عنکبوت بسته قابل بازیابی نیست🤷‍♂️
با یه بچه ی یه ساله ی مظلوم که حتی دلشون نمیاد براش یه بسته پوشک بخرن چیکا‌ر میتونم بکنم؟ من گند زند ...

عزیزدلم صبوری کن میگذره شغل شوهرت چیه؟ 

رابطتم با خانواده شوهرت قطع کن لطفا 

با خانواده خودتم کمرنگ

عزیزم‌خیلی ناراحت شدم ، اما بهترین کار اینه که رو پای خودت بایستی و اگه درست تموم شده کار پیدا کنی ، ...

من از مامانم خیلییی دورم. دو سه ساعت نمیتونم راه بیام بچه رو بسپرم به مادرم و برم سر کار و باز برگردم بچه رو بگیرم.

مادرشوهرمم نگه نمیداره.

سرکار هم برم باور کن نمیزارن دست خودم پولی باشه به زور ازم میگیرن.

یه مدت به زور میگفتن وام بگیرید ماشین بخرید میگفتیم پول نداریم از کجا قسطشو بدیم. میگفتن زنت بره سرکار پولشو بده پای قسط اون. واسه همین نمیرم. مفت حمالی باید بکنم 

عزیزدلم صبوری کن میگذره شغل شوهرت چیه؟  رابطتم با خانواده شوهرت قطع کن لطفا  با خانواده ...

حسابدار یه شرکت کوچیکه. شوهرم متاسفانه اصلا هیچ ایرادی در رفتار خانواده اش نمیبینه. واسه همین میگه بمیری هم جنازتو میندازم رو دوشم میبرم خونه ی بابام. باید بیای 

من از مامانم خیلییی دورم. دو سه ساعت نمیتونم راه بیام بچه رو بسپرم به مادرم و برم سر کار و باز برگرد ...


ببین عزیرم شما برو سر کار و پولت رو بهشون نده و فقط برای خودت خرج کن ، یعنی چی به زور ازت میگیرن ؟ پول میاد به حسابت و میتوتی ندی، چی کارت میکنن مثلا اگه ندی؟ خودتم باید یک کم جذبه ات رو ببری بالا ، زیادی کنار اومدی ، بچه رو بذار مهد و برو سر کار ، ماه اول شهریه مهد رو اگر نداری از پدرت غرض بگیر ، باید بری سر کار ، باید مستقل بشی که برای کوچکترین خرجای خودت دیگه حرص نخوری ، یه مانتو ، یه پالتو ، راحت خودت برای خودت بخری ، من میدونم خانواده شوهرت دارن سو استفاده می کنن اما عزیزم شما رو گیر آوردن که دارن اینکارو می کنن ، اگه کنار نیای و تحویل نگیریشون و جذبه داشته باشی اونام تو رفتارشون تجدید نظر می کنن ، الان عهد دقیانوس نیست دختر دانشگاه رفته بره سر کار به زور کسی پولش رو ازش بگیره .

کاربر سال ۹۰ هستم ، گفتن اکانت اولت تار عنکبوت بسته قابل بازیابی نیست🤷‍♂️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز