2777
2789
عنوان

دلم میخواد خانوادمو کل کنم برم

110 بازدید | 8 پست

مامانم با وجود سن بالا و اعتیاد بابتم بچه دار شد

همیششهاهههه با همه متفاوت بودیم

یه بابای معتاد عوضییی که نه مارو جایی برد نه برامون کاری کرد

همه میرفتن مسافرت من تو خونه اشک میریختم

میرفتن مهمونی من اشک میزیختم و....

الان خودم بزرگ شدم شاغل شدم رانندگی یاد گرفتم ولی مامانم دیگ حوصله نداره

نه مهمونی میاد نه سفر

تنهاهم نمیزارن بعدم تنها برم مهمونی فامیلی چی بگم؟نمیگن مامانت بابات کجان؟

زندگیو کوفتم کردن

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وسط اون همه ناراحتی ک از حرفات گرفتم میخام بهت بگم ، من بهت افتخار میکنم ک با وجود اون شرایط تونستی مستقل بشی قوی بودنتو تحسین میکنم اوناهم درست میشه ایشالا به علایقات بیشتر توجه کن ب خودت برس و مراقب روح و جسمت باش 

سنی نداری بالاخره زندگیه توهم عوض میشه،،منم بچگیام مامانم حوصله مهمونی ورفتو آمدو عروسی وهیچ مراسمی نداشت اصلا نه خودش میرفت نه مارومیبرد ،منم عقده ای شده بودم الان که خودم بچه دارم به خاطر بچه هام هرجا دعوتم کنن میرم با بچه هام تفریح میرم که بچه هام مثله من نباشن

سنی نداری بالاخره زندگیه توهم عوض میشه،،منم بچگیام مامانم حوصله مهمونی ورفتو آمدو عروسی وهیچ مراسمی ...

اره واقعا خیلی سختههه

منم عین بچه هااا شدم عقوه ای شدم

کسی اگه بره مسافرت اعصابم بهم میریزه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792