2777
2789
عنوان

پدرم

143 بازدید | 12 پست

امشب یا مهمونی یهویی پیش اومد ساعت ۹ بود می دونستم مامانم خیلی دوست داره بریم ولی خودش هیچی نمی گفت من خواهش کردم که بریم بابام زیاد راضی نبود الان از وقتی برگشتیم باهام حرف نمی زنه از اون طرف مامانم مسموم شده دلم داره میترکه احساس اکم من همیشه باعث همه مشکلاتم توروخدا یه چیزی بگین آروم شم

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

دلداری میخوای بیا این دلداری به بار با پا فشاری من یه جا رفتیم بعد تو جاده ای که خطرناک بود گفتم وایسیم عکس بگیریم مامانم گفت وای این ور دره است بابام به شوخی گفت وقتی میگید اینجا عکس بگیریم باید جونتونو کف دستتون بگیرید مارفتیم عکس بگیریم یه روانی یه دفعه ای از مسیر منحرف شد کم مونده بود بخوره به ماشین ما بره ته دره مادر بزرگ و بابام اونجا بودن نگو شانسی هر کدومشون رفتن یه سمتی خب این اتفاق بخیر گذشت ولی همه مون ترسیدیم اما نمیگم همیشه همه چی تقصیره منه توهم وقتی هیچی نشده فقط یه مریضی ساده است خودت رو سرزنش نکن چیزی که بخیر میگذره تموم میشه میره

برای........تو بنویس❤️
الكي خودتو سرزنش نكن دختر خوب،مقصر شما نيستي 


نمی دونم چرا هر مشکلی هرچقدرم کوچک باشه از بچگی پیش میاد فکر میکنم مقصرش منم ، احساس میکنم اگه من نبودم زندگی خانواده م خیلی بهتر بود خیلی سعی کردم خودم رو اصلاح کنم ولی نمیشه شاید برداشت من اشتباس ولی احساس می کنم اعضای خامواده مم من رو مقصر همه پی می دونن هرکی از هرچی عصبیه سر من خالی میکنه🚶‍♀️

خواهش عزیزم دیگه ناراحت نباشیا خب😁❤️از این ماجراها زیاد دارم که اونا بخیر نگذشته🤣اما من ازشون گزشت ...


چشم🙂💕 منم سعی میکنم از این به بعد واسه این چیزا خودم رو عذاب ندم و با آرامش ادامه بدم🙃

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108