۲۱ سالشه
چن ماه دیگه میشه ۲۲
دختری بشدت ارام و ناراحتیش را به هیچکس بروز نمیده همیشه میخنده یعنی ظاهر خنده و دل گریع
یع خاستگار بود که در مرحلع صحبت با اقا پسر رفتن اما یهو زنگ زدن و گفتن مهرش بع دل پسرمون نیفتاده
با یه پسر بع مدت سه سال دوسته که یه سال از خودش کوچیک تره و اصلا امیدی بع ازدواج باهاش نداره
با چن تا دخترای فامیل همسن هم خیلی دوست بود و باهم در ارتباط بودن اما وقتی اونا ازدواج کردن الان چن سالع ارتباطشون با خواهرم قط کردن و دیگع محلش نمیدن
خواهرمم خیلی حس میکنم افسرده شده و میگه مت امیدی به ازدواج ندارم و خوشبحال اونا
اونا خوشبختن که ازدواج کردن نه من
نمیدونم به خاطر سنشه یا به خاطر تنهایی
کلا دلم به حالش ریشه
چیکار کنم براش ؟