۶ماهه عقدکردیم دوسالم دوست بودیم خیلی تلاس کردیم بهم برسیم قبل ازعقدم شوهرم خیلی تلاش کرد دو ماه نشده که یه خونه خوشگل خریدیم یه خونه دوبلکس قدیمی که نیازبه بازسازی داشت آشپرخونه کابینت نداشت دیوارا ترک داستن وجای ماژیک واینا کاغذ دیواری کردیم کاشی های سرویس بهداشتی وحمومو عوص کردیم چون خیلی زشت بودن کابینت زدیم واونم سفارشی که سریعا باید کاراتموم بشه تاجهازمو بچینم عروسی بگیریم هفته اخربود مامان بامادرشوهرم حرف زد که بریم برای چیدن وسایل عروسیم انشاالله اسفندماه لگیریم یه ماه خب طول میکشه آماده بشیم حالا یه ماهم کمه زد وازبخت بد سه روز نیست پدربزرگ شوهرم فوت کرده عروسی مونده برای سال بعد همین موقع💔🙂اخه چرا چون رسوم مسخره شون اینه یه سال تمام عزادارمیمونن😭😭