2777
2789
عنوان

بیشعوری

216 بازدید | 20 پست

سلام خانوم های گل من و عمه ی همسرم توی یه ساختمان زندگی میکنیم از یه حیاط رفت و آمد داریم بعد ایشون خیلی میاد از من چیز قرض میکنه من روم نمیشه بهش ندم بخدا با سختی پول پس انداز میکنم وسایل میخرم خیلی هم دیر پس میده مثلا چند روز پش اومد کاسه میوه رو برد از اون روز چند بار همو دیدیم بهم پس نمیده خونه شون خیلی رفت و آمد زیاده من همش میترسم یه چیزی از سرویسم و بشکنه بخدا خیلی سرویسم و دوس دارم نمیدونم چطوری برخورد کنم که دیگه ازم چیزی نخواد آخه من هیچوقت از اون چیزی قرض نمیگیرم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بگو خودم لازم دارم نمی تونم بدم 

لطفا اگه از مطالبم خوشت اومد یک صلوات یا فاتحه برای پدرم بفرست.ممنونم.  حرفی داشتی اینجا بهم بگو.                                 https://harfeto.timefriend.net/16684506750081
دوبار بهانه بیاری میفهمه 

چجوری بهونه بیارم بخدا حتی میاد برای قرض لباس باورتون میشه میترسم لباس مجلسی هامو بپوشم بعد هرجا بره میاد میگه لباست رو بده بپوشم حالا اون ۴۴ سالشه من ۲۶ اصلا دوس ندارم لباس هامو بهش بدم چون بعد دیگه دوس ندارم خودم بپوشم

این که خوبه همسایه بابام اینا زرد چوبه و سیب زمینی و پیاز وچادر مامانم و جوراب و ظرف و ظروف و... قرض ...

وای بخدا پری روز این عمه اومد از من زرد چوبه قرض گرفت اینا هم وضع مالیشون از ما خیلی بهتره

وای بخدا پری روز این عمه اومد از من زرد چوبه قرض گرفت اینا هم وضع مالیشون از ما خیلی بهتره

میگم اینا ب این رفتارشون عادت کردند 

بابام اینا کلافه شدن  یه شب خونه بابام بودم ساعت ۷ صبح اومده بود واس نون 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز