بعدم رفتم تو یه اتاق که منتظر باشم دکتر بیاد
بعد از یه ربع صدام زدن که بیا بریم اتاق عمل
یه ایت الکرسی خوندم و رو تخت درازکشیدم و مارو بردن اتاق عمل
اونجا دکتر بیهوشیم اومد چند تا سوال پرسید و رفت
دستاره دکتر اومد گفت اصلن استرس نداشته باش گفتم ندارم 😂
انقد فضایه اتاق عمل ارامش داشت استرس نداشتم
دکتر اومد و رفتیم تو یه اتاق و خط کشیایه لازم رو رو بدنه ما زد و منم گفتم دکتر تا حد امکان چربیا رو بردار
گفت همین کارو میکنم
بعدم رفتیم تو اتاق اصلی و دراز کشیدیم