آشپزی بلد نیستم هفته بعدم برام خاستگار میاد امروز ب اجبار خالم بزور تو قابلمه کوچولو اسباب بازی هامو آوردم توش برنج پختم ببینم بلدم یا ن 😐 😂 دیدم ب جای آب کلا روغن ریختم تا بپزع آبکش نکردم دوباره روغن ریختم 😂 در حد دو قاشق بود پنج قاشق روغن ریختم 😂😐
کاربری دو نفره ⭕️ رد نکن امضامو تروخدااااا واسه نیتم دعا میکنی 🥲💔
اتفاقا تو قابلمه کوچیک غذا زود میسوزه و آبشو میکشه خوب نهار یا شام خودت درست کن از روی دستور آشپزی یا آموزش مامان یا خالت کم کم دستت میاد باید درست و حسابی تجربه کنی
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی ... زندگی لب ز خنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است ... گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است ... گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد... تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هرچه باشد او گل است ... گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است "قیصر امین پور"
😂💜س ساعت مامان بزرگم یاد داد بهم بابا بزرگم فهمید من نفهمیدم 😐😂
ای خدا😂
من تازه ازدواج کرده بودم اومدم با اعتماد به نفس کوفته درست کنم تبدیل شد به شفته شوهرم طفلی با تعریف میخوردا 🤣حالا مادر شوهرم کوفته هاش تو فامیل معروفه و معرکس 🥴
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی ... زندگی لب ز خنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است ... گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است ... گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد... تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هرچه باشد او گل است ... گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است "قیصر امین پور"