منم جایی کار میکردم بابای صابکارم هی بهم پیام میداد و زنگ میزد(شمارمو داشتن چون از بچشون نگهداری میکردم)یروز پیام داد سایزت چنده چمدلی دوس داری چه رنگی بهت میاد،برات لباس بخرم منم به همسرم و صابکارم گفتم و ازاونجا بیرون اومدم
حس بدی ک بهم داد هیچوقت یادم نمیره
جای پدربزرگم بود خدانشناس