یک سال پیش بچه یکی از فامیل اومد خونمون زیر تخت یهو دید تفنگ بچگی برادرم اونجاست مال بیست سال پیش بود اون زمان 120 هزارتومان خریدنش خیلی بزرگ بود
همیشه مامانم تو کمد قایمش میکرد اون روز خونه تکونی و ایام عید بود زیر تخت گذاشتش منم نبودم که اجازه ندم چون من رک هستم
برداشت بردش خانوادم بهش گفتن خرابش نکنی
حالا خبر رسیده شکوندش
بخدا دست و دلبازم اما کارد بزنید خونم در نمیاد
چرا بابا مامان همون بچه نباید بگن خوب نیست یادگاری نباید ببریش نباید وسیله کسی دست بزنی بخدا من بچه بودم مامانم نمیگذاشت در یخچال خونه داییم باز کنم میگفت زشته
نمیدونم چیکار کنم به هر حال یادگاری بود مامانم میگه یه جوری ازش میگیرم
مامان بابام نمیتونن نه بگن وگرنه اگر همون موقع میگفتن نه تفنگ نمی برد