یه مورد سراغ دارم که پسره مزاحم بوده
دختر داییم سر ظهر رفته بوده بازار (خلوت بوده)توی یه مغازه فروشنده یا صاحب مغازه بهش شماره میده و چشمک و اینا😂 دختر داییم میگفت با عصبانیت اومدم از مغازه برم بیرون دیدم یکی کیفمو گرفته و منم گفتم ولم کن بیشعور چقدر تو کثیفی و همزمان کیفمم میکشیدم خیلی ترسیده بودم😂
یهو دیدم صدای خنده پسره میاد برگشتم دیدم کیفم به دستگیره در گیره کرده بوده😂 گفت منم خیلی ضایع یه لبخند زدم اومدم بیرون