بچه ها شاید خیلیا تون منو بشناسین من قبلا برای خیلی از بچه های سایت خیاطی کردم همونم که شوهرم مریض هست مشکل تعادل داره به خاطر گوشش
نا شکری نمیکنم دوستش دارم عاشقشم ولی خسته ام کلافه هستم خودمم مریض شدم الان حدود 10 ماه هست زمین خورده مهره های کمرش جا به جا شده یا روی هم سوار شده(نمیدونم هر دکتری یه چیزی میگه) بیچاره شدم از بس بردمش دکتر هر روز یا خودم دکترم یا شوهرمو میبرم یه بار میگن ام ار ای دوباره میگن ام ار ای با تزریق عکس رادیولوژی و نوار عصب و اینا که بماند حالا نشده دوتا دکتر نظرشون یکی باشه
یه دکتر میگه عمل کنه فلج میشه کاملا
یه دکتر میگه عمل نکنه فشار میاره به نخاع فلج میشه یکی میگه طب سوزنی یکی میگه زالو درمانی بیچاره شدم خودمم دستام توان نداره معذرت میخوام برای یه دسشویی بردنش دلم میخواد زار زار گریه کنم ولی باید جلو خودش عادی باشم دلش نشکنه همش بهش دلداری میدم افسردگی گرفته بمیرم براش ولی واقعا به ستوه اومدم خدایا شکرت ولی این چه عذاب الهی هست دخترم کنکوریه پسرم درس داره خودم باید کار کنم ای خدا چی میشد توی دنیای به این بزرگی منو تنها نمیزاشتی