امروز صبح داشتم راه می رفتم بعد یه پیرمرد خوش اخلاق وایستاد سوارم کنه منم سوار شدم گفتم چقدر میشه گفت باهم کنار میایم بعد که رسیدیم گفتم چقدر گفت بیست تومان چون شما جوونی و اینا گفتم بیست تومان وگرنه سی تومنه(البته من تواسنپ زدم بیست و یک تومان بود)
اولش گفته بود هرچقدر همیشه میای من گفتم دفعه اولمه میام(منظورم باتاکسی هست)
دیگه اخرش گفت پانزده تومان منم خل شدم بازم خواهش کردم راضی شد ده تومنش کرد ولی بنده خدا قیافش رفت توهم بااینکه لبخند داشت
بهش گفتم راضی باشی گفت راضیم اگه نبودم نمی گفتم
حالا من خیلی عذاب وجدان دارم کاش همونی که گفت به پیرمرد میدادم مگه با ده تومان چی کار میخوام بکنم
میشه دعا کنید خدا چند برابر چیزی که برام گذشت کرد رو بهش برسونه إن شاءالله؟