نگاه کن راستش رو بخوایی اون شخصی رو که میگم خواهرم بود ازخدا پنهان نیست از تو چه پنهان خدا شاهده شوهرش اونقدر عذاب داد که نگو خواهر شوهرهاش هم از فرصت استفاده میکردن می رفتن جادو می نوشتن آخرش دیگه شوهرش بعداز دوسال جنگ ودعوا گلم شهریور اومد دنبال خواهرم پسر اونقدر به بيچاره خواهرم تیکه انداخته بود که نگو خیلی از تیکه هاش شوهرش رو از شرم وحیاش به ما نگفت چندین بار خواهر شوهرهاش تیکه انداخته بودن بابت رابطه کاملش من میگم اشتباه هست البته خدا روشکر دوهفته پیش بعد از سه سال عقد عروسی رو گرفتن رفت سر خونه زندگیش