یه چند مدتی میشه مامان بابام و شوهرم فوت شدن ولی اصلا براشون گریه نکردم
از بچگی هر وقت میحواستم دوستامو ببینم محدودم می کردن لباسم استینش یکم بالا بود گیر میدادن
هرچی می شد می گفتن تو دختری دختر باید…..
درسم خیلی خوب بود می گفتن بهتر از این باید باشه نمره هام ۲۰ بود همیشه می گفتن درس نمی خونی درس که می خوندم به چشمشون نمیومد تا دو دقیقه می نشستم پای تلویزیون گیر میدادن اخرشم باهم دعواشون می شد می انداختن گردن من
مسافرت نمی رفتیم وضع خوبی هم داشتیم
هرچی می شد منو میزدن فحش میدادن
همشو نمیشه اینجا گفت ولی یه جوری بود هر روز ارزوی مرگ می کردم
شوهرمم همش منو می زد می گفت چرا موهات انقدر بیرونه از شال چرا دستت انقدر بیرونه چرا غذا حاضر نیست و گیر های الکی
کلا عاطفه نداشتن هیچ کدومشون
اون وقت برای بعضی از خانمای اینجا عجیبه که هنوز به ماهشون هم نرسیده و براشون زیاد ناراحت نیستم
مشکل از منه؟