2777
2789
عنوان

شماره ۲۱۶

68 بازدید | 1 پست

آن یار کز او خانه ما جای پری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود

تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد

تا بود فلک شیوه او پرده دری بود

منظور خردمند من آن ماه که او را

با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود

از چنگ منش اختر بدمهر به در برد

آری چه کنم دولت دور قمری بود

عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را

در مملکت حسن سر تاجوری بود

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت

باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود

خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین

افسوس که آن گنج روان رهگذری بود

خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را

با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود


غزل شماره ۲۱۶

#حافظ

دوش گذشتی ز درم بوی نبردم ز تو من

کرد خبر گوش مرا جان و روانم که تویی

مولانا

وزن فعلی:۴۵وزن تا آخر فروردین:۴۷ وزن تا آخر اردیبهشت:۴۹ وزن تا آخر خرداد:۵۱،وزن تا آخر مرداد:۵۳استاپ وزن و حتی کاهش به دلایلی تا اوایل شهریور،اواخر شهریور:۵۳ وزن تا آخر مهر:۵۵،وزن تا آخر آبان:۵۷ و ثابت نگه داشتنش

2790
2778
2791
2779
2792