گشنم بود ، سر راه برگشت از از کارم اش گرفتم نشستم خوردم تو محیط باز البته
بعد که داشتم برمیگشتم سمت خونمون یهو همسایمونو دیدمگفت عه چه عجب دیدمت هی حرف زد و هی حرف زد اخر گفت دوتا از فامیلا ما همکرونا گرفتن و...بنده خدا ها رفته بودن رستوزان یکی اونجا کرونا داشته ایناهم گرفتن وتمام
خلاصه اشک تو چشام جمع شده 😢اخه زن حسابی اد باس همون موقع سر راهم سبز بشی اینو بگی
😆
فان#
تف_به_شانسم#