2777

parisa_post #

برای هشتگ "parisa_post" 7 مورد یافت شد.

صدای چیلیک و چیلیک بارون..

نشستن توی تراس و یه فنجان چای داغ..


همین دوتا سرشار از آرامش و حس زندگیه..اما اینبار اینا هم نمیتونن به من حس زندگی بدن.‌.


وقتی که روحت بمیره،هیچ عنصر و هیچ حسی نمیتونه دوباره احیاش کنه..


خیره به درخت مجنون توی کوچه این حس خلاء رو تا توی دهنم بالا میارم..

از کی زندگی انقدر دون و پست شده بود؟

دقیقا چه تاریخی خوشی ها روشونو از ما گرفتن؟

کی بود که خدا همیشه از این کوچه و از این خونه و از قلبمون رفت؟

لرز میشینه روی تن پر از درد و بیچارم!

شال کنفی دورمو محکمتر دورم میپیچم..

یه نگاه به چای یخ زده روی میز میندازم..



سعی میکنم همه حس های خفته توی وجودمو فعلا ساکت نگه دارم..چون اگه بهم غالب بشن قطعا دیوونم میکنن!بی شک!


انقدر ناخن توی گوشت دستم فرو کردم..

انقدر به خودم پیچیدم..

و انقدر وجود خودمو تحقیر کردم..

که اعتماد به نفسم گوشاشو گرفته و کز کرده کنج قلبم..


بارون و چای و شال و همه حس هامو توی تراس جا میذارم و برمیگردم توی خونه..



parisa_post#  

قلمم هم ناآرمای میکند انگار..

میدانی؟

حتی نمیدانم از کداممان گله کنم!


گفتی مگر مرده باشم که چشمهایت خیس شوند..

گفتی مگر مرده باشم که دلت بمیرد..

گفتی مگر مرده باشم که لحظه ای احساس غربت کنی..


جانا تو که زنده ای!

پس چرا من جان میدهم و کنارم نیستی؟!

من جان میدهم و نمیفهمی..

من جان میدهم و نمیبینی..



اصلا چه شد؟ جان دل این همه فاصله چرا؟

کی گرمای نگاهت رفت که نفهمیدم؟

اصلا گرمای نگاهت پیش چه کسی جاماند؟

قطب سرد چشمهایت،هدیه عشقم بود؟

میشود هدیه ات را پس دهم..🖤


التماس چشمهایم همیشه مرا رها نکن بود..

جان من..التماست میکنم..منو رها نکن🖤



parisa_post#  

درد بی درمون 

صرفا بیماری ای نیستش که لا علاج باشه..🖤

سرطان نیست..🖤

کرونا نیست..🖤




درد بی درمون اسمش تنهاییه..🖤

تنهایی ای که بغل کردن و آروم کردنی درکار نیست..🖤

تنهایی ای که هق هقت تو گلوت خفه شه..🖤

تنهایی ای از جنس زنانه..🖤

بی صدا..🖤

بی گله..🖤

فقط اشک و اشک و اشک..🖤



اون لحظه که چشمات خیسه خیسه صورتتو سمت اسمون بلند کنی بگی خدایا فقط تو میتونی کمکم کنی..🖤

من فقط تورو دارم..🖤

نکنه توام ولم کنی..🖤



parisa_post#  

حرف رفتن که میشود..هزار چوپان دروغگو پشت چشمان نمناکم کمین میکنند..🤍


هزااار نفر جای من میگویند،به جهنم که میروی!🤍


بلافاصله،هزار نفر در دلم مومن به دعا میشوند که نروی!🤍


چون میدانند بی تو،من مرده ترین زنده این شهرم!🤍



در عین نفرتم از تو..عشقم به تو مرا خواهد کشت..


حال همان هزار نفر دعا میکنند که کاش رفتن..حرف هزار چوپان دروغگوی چشمان تو باشد!


parisa_post#  

سرهامون کنار هم..روی لاله های سرخ صحرایی دراز کشیدیم..

یادت میاد..؟

موهام افتاد روی چشمات..

گفتی هیچ وقت موهاتو کوتاه نکن..

ببین منو به کجا رسوندی!

ک جنون وار نمیذارم موهام بلند شه و سریع میچینمشون:)


یادته ازت پرسیدم بنظرت زیباترین چیزی که خدا افریده چیه؟

گفتی چشمات:)


ببین با چشمام چیکار کردی ک دیگه نور نداره..!


عاشقت بودم..عاشقم بودی..اما این عشق جز تباهی چی داشت برامون؟!


من دیگه نه تورو نه هیچکس دیگه رو بلد نیستم:(


parisa_post#  

خواب دیدم..

با پس زمینه شرشر بارون..

رعد و برق زد و من دویدم..صدای برخورد چکمه هام با آسفالتو بارونش تو سرم اکو شد!

در اتوبوس باز شد و سوار شدم

از شیشه بخارگرفته اتوبوس ناشناسهایی رو میبینم ک چهرشون بین شالگردن های تیره پوشونده شده باهیاهو این ور و اونور میرن!

چشامو میبندم و می ایستم و توی خواب، خواب میبینم!

سرگردون دارم سرمو فشار میدم!

دختر تو چته!

کز کردم زیر کرسی خونه ی پدری!

خونه پدری هم بارون میاد انگار..

در حال سقوطم..یهو می افتم!

زنی ک کنارم توی اتوبوس ایستاده بود کمکم میکنه روی صندلی بشینم!

بطری آبی ب دستم میده و مدام سوال میکنه؛

_دخترم خوبی؟چیزی شده؟آدرست کجاست؟موبایلتو میدی زنگ بزنم بیان دنبالت؟

پچ پچ های ریزی از اطراف ب گوشم میخوره..

_فکر کنم چیزی مصرف کرده..

_ببین چه بلایی سر دخترک اوردن ولش کردن..


کاش بشه همشون باهم خفه شن!

کیفمو ور میدارم و بلند میگم آقا نگه دار پیاده میشم.


از اتوبوس پیاده میشم و راهی هیچستان همیشگیم میشم!


parisa_post#  

🤍🌬

پربازدیدترین تاپیک های امروز