قلمم هم ناآرمای میکند انگار..
میدانی؟
حتی نمیدانم از کداممان گله کنم!
گفتی مگر مرده باشم که چشمهایت خیس شوند..
گفتی مگر مرده باشم که دلت بمیرد..
گفتی مگر مرده باشم که لحظه ای احساس غربت کنی..
جانا تو که زنده ای!
پس چرا من جان میدهم و کنارم نیستی؟!
من جان میدهم و نمیفهمی..
من جان میدهم و نمیبینی..
اصلا چه شد؟ جان دل این همه فاصله چرا؟
کی گرمای نگاهت رفت که نفهمیدم؟
اصلا گرمای نگاهت پیش چه کسی جاماند؟
قطب سرد چشمهایت،هدیه عشقم بود؟
میشود هدیه ات را پس دهم..🖤
التماس چشمهایم همیشه مرا رها نکن بود..
جان من..التماست میکنم..منو رها نکن🖤
parisa_post#