2777

😲 #

برای هشتگ "😲" 948 مورد یافت شد.

🤍💛



مرا بپیچ در حریم بوسه ات

بگذار کمی نفس هایم رها شود


سینه ام تنگ شده بس که نبودی

بگذار این بغض کهنه کمی باز شود


اشک هایم را پذیرا باش با دست هایت

بگذار بگویم عاشقت بودم کمی آرام شوم


در دلم درد و تنم سرد و هوا سنگین شده

بگذار از این همه لحظه دلم پر تر شود




این کلمات دلنویس های حیران خاتون است. ما شاعر نیستیم. لیکن کمی از جان سخن می‌گوییم ☘️


#🦋🍃‍ 

#ســخــݩــےازڋیــآږڋݪــ‍ 

#حیران‌خاتون‍ 

می‌گویند غربت تلخ است…

می‌گویند در سرزمین بیگانه، آدم بی‌کس و بی‌صدا می‌شود.

اما من در میان سرمای استخوان‌سوزِ تغییرات زمانه، دستی را یافتم که گرمایش از هزار آفتاب روشن‌تر بود.

الینور؛ با زبانی غریب، اما دلی آشنا.


او را نمی‌شناختم، اما روزی که اشک در چشمانم حلقه زد و صدای خسته‌ام لرزید، او کنارم نشست…

دلم را خواند.

در شب‌های بی‌پناهی و دلتنگی، بی‌صدا کنج دلم جا خوش کرد و شد خواهر، شد رفیق، شد سایه‌ی مهربانی.


بعضی آدم‌ها را خدا سر راهت می‌گذارد…

نه برای مدتی، بلکه برای همیشه، تا بتوانی ادامه دهی.


این پست را می‌نویسم، تا بگویم:

بعضی رفاقت‌ها را هیچ زبان و مرزی نمی‌شکند.

آن‌ها از جنس دل‌اند، از جنس نور…


🪽🤍#  

🦋☘️



یه گرد سفیدی نشسته رو موهات
چشام خیره میشن به تار و ترک هاش

چقدرم قشنگن تو آغوش چشمام
بلندی پر های سیمرغ چشمات

میبینم دلم رو بدون ترک شد
میبینم تویی رو که برای دلم شد

تو چشمای نازت یه قهوه ی تلخه
میبوسم من از عشق خماری چشمات

میخونم همیشه برای نفس هات
میگم نابُ خاصه صدای تپش هات

میگم دلبر من چشاش پر طنینِ
پر از عطر و عشقه پر از شور و شینِ



دلنویسی ازحیران خاتون❄️🌱


🦋🍃#  

ســخــݩــےازڋیــآږڋݪــ#  

حیران‌خاتون#  

🦋🍃



ما از اول در پی گرمای عشقی بوده ایم
با تمنای وصالی چون عسل اما بیشتر
زیر یک زیلوی کهنه خاک غم را ریختیم
بعد آن اشعار حافظ خوانی اما بیشتر
در پی تو رهنمون کردم خودم را از دلم
کفش هایم پاره شد در ره برایت بیشتر
قالی کرمان شدم برایت تا که تو راضی شوی
هی لگد مالی شدم عشق می‌ورزم به تو اما بیشتر
بس که زیبا بود رخسار دل و جان تو حیف
نقش من کم بود اما مشتری هایش بیشتر
من صداقت بر دلم حک شد که ظلمت شد عیان
تو پسندیدی دروغگویی جانش را بیشتر



🦋🍃#  

ســخــݩــےازڋیــآږڋݪــ#  

حیران‌خاتون#  


🖤🍃




می‌روم حسرت دریای مرا دفن کنید
اهل دیروزم و فردای مرا دفن کنید🙂

لحدم را بگذارید به روی لحدم
شال ابریشم لیلای مرا دفن کنید🥺

ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند
وقت تنگ است بخارای مرا دفن کنید

صخره‌ام، صخره که «دلتا» شده از سیلی رود
«دل» که خوب است فقط «تا»ی مرا دفن کنید

تا پر از روسری و سیب شود شهر شما
زیر این خاک غزل‌های مرا دفن کنید



🦋🍃#  

ســخــݩــےازڋیــآږڋݪــ#  

حیران‌خاتون#  

پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز