راه،بی،نهایت عجب از کسی در این شهر که پارسا بماند!مگر او ندیده باشد رخِ پارسافریبت...سعدی# برو به پست
راه،بی،نهایت عافیت خواهی نظر در منظرِ خوبان مکن!ور کنی بدرود کن خواب و قرار خویش را...سعدی# برو به پست
راه،بی،نهایت گبر و ترسا و مسلمان هر کسی در دینِ خویش؛قبلهای دارند و ما زیبا نگارِ خویش را...سعدی# برو به پست
راه،بی،نهایت تو که چون برق بخندی چه غمت دارد از آنک؛من چنان زار بگریم که به باران ماند...!سعدی# برو به پست
راه،بی،نهایت به چه ماننده کنم در همه آفاق تو راکآنچه در وهمِ من آید تو از آن خوبتری...سعدی# برو به پست
راه،بی،نهایت آخر ای سروِ روان! بر ما گذر کن یک زمانآخر ای آرامِ جان! در ما نظر کن یک نظر...سعدی# برو به پست