#روز 31
امروز بعد از 39 ساعت فستم رو شکوندم، صبح زود 5صبح ناخودآگاه بیدار شدم سرحال،دیگه خوابم نمیومد
ساعت 9صبح آبگوشت بادنبه بارگذاشتم قلم گوسفندی بود
ساعت 11 یکم بادام زمینی و گردو و بعدشم یکم از آب گوشت خوردم سیر شدم
شب رفتم خونه مادرم اونجا ترازو رو دیدم وسوسه شدم خودمو کشیدم واااای 78 شده بودم😍😍
تا این وزن رو دیدم یه آرامش زیادی گرفتم ...از این جهت که دیگه بالخره به یه جایی رسوندم خودمو...خودمو که تو آینه میبینم خستگیم در میره😍😍 دیگه لذتی از این بالاتر نیست که من تونستم به چیزی که میخواستم😍
حالا فقط مونده یکم تقویت کنم خودمو...حالا خیلی لازم نیست که کم خوری کنم و فست بگیرم
وقتشه که به قولی که به خودم دادم عمل کنم و اونم رسیدن به وزن 75 هستش
شبم اومدم چون گرسنه بودم گفتم ولش کن فست رو، دوباره نشستم زیتون و فلفل و آب گوشت خوردم و کامل سیر شدم
احتمالا یکم آزادتر تو هرم بچرخم و انقدر کف رژیم نباشم چون واقعا بعضی موقع ها احساس ضعف و سرگیجه بهم دست میده این به خاطر اینه که چون از غذاهای کتویی بدم میاد زیاد نمیخورم و باعث میشه ضعف بگیرتم که دیگه میخوام یکم تنوع بمردم و از کف بیام بالاتر😍
نباید یه دفعه ولش کنم