دیروز نمیدونستم ک حالم بد میشه و شرایطم اینطوره و شب هم مهمون داشتم شرایطشون طوری بود ک مجبورشدن بیان و تا سحر هم موندن
غروب یهو حالم بد شد و غر غر ها و بد اخلاقی هام شروع شد حتی پرخاش کردم به همسزم و بداخلاقی کردم
اما الان حسابی شرمندشم چون دیروز برای اینکه من اذیت نشم همه کارارو کرد و گفت خانوما برن تو اتاق راحت باشن و همه کارا و پذیرایی هارو خودش انجام داد تا همین الانم بنده خدا سر پا بود و منو دکتر برد
همه ظرفا شست و خونه نمیز کرد و مرتب کرد
هرچقدرم غر زدم توجه نکردو بهم محبت کرد
کاشکی یه روز برسه ک بتونم جبران کنم این روزارو 😍😍😍
خیلی# دوستش دارم 😘😍🥰