2821

ترنم_ترنم #

برای هشتگ "ترنم_ترنم" 69 مورد یافت شد.

چالش امروز:

بفرما😥

خیمه بزن به قلب من صاحب این خانه تویی
نوش مرا عِطر لبت ، باده و پیمانه تویی
خلق مرا فرض کنند ، صد سخنش دَرز کنند
چون شِکرو طعم لبت عاشقِ دیوانه تویی
ساده بگویم از برم، حالِ خوش است به صد پَرم
جان به لبم آمده است ژاله و پروانه تویی
موج بزد سوی تورا بیا به این طرف بیا
قصر مزین شده است مالِک کاشانه تویی
قلب و دلم ز دوریت مست و خراب گشته است
آهسته ، پیوسته بیا  صاحب ویرانه تویی
ساخته ام بر سر دل ،ترنم آب حیات
بیا بدل بشین گلم ، حیات جانانه تویی

ترنم_ترنم#  


سلام ببخشید دیر شد وقت نداشتم اصلا امروز فکرمو جمع کنم😩😩😩

چالش امروز:

دل به غـــم هایـش سپـردم نیست آرامـم هنـــوز

رفته را دیگر زمن برگشت نیست ، من پریشانم هنوز

من تـو را چون شَــه زِ مُلک خویـش دارم بر دلـــم

تــو کجایی در پَسَت وانــگَه کــه حیــرانم هنـــوز

سالیـــانی در ره عشـــق تــو مجنــون گشتـــه ام

کو بـه کــوی تــو پـی ات فکــر دق البابـم هنـــوز

از دور می بیـنـم  سیاهــــی را ! بــــه چشــــــم

ایــن تـویی یـارم ؟ انگــار که مـن خوابــم هنــوز

مـــی روم پلــــه بــه پلــــه  رو بــه بـــالا راه را

انــتـظارت می کشم از صبــــح بــر بـامم هنـــوز

ای نگــارم عشــق مــن زودی بیــا بـر پیش مــن

در کنـــارت در جهـــــان گویــا که اربابــم هنــوز

ترنم_ترنم#  

چالش امروز:


دیده بگُشودی و انگار زمان احیا شد
قلبم بِرُبودی و تا راس مکان دریا شد
من تورا خواهم دید ساعت سه دربیشه
روی پل ، تنهایی،برق گل چوون شیشه
آمدم من سال ها ، روی پل ایستادم
چون مترسک بودم ، لال بود فریادم
این پلِ تنهایی ، گشته با من عجین
حرف ها دارد دل ، می کند پاورچین
دیگر از ما بگذشت،پیر و فرتوت شدم
چون پلِ تنهایی ، ازبر عشق تو همچو مفلوک شدم
عمر ها میگذرند ، نبض ها نا میزان
سپری شد عمرم ، اَلَکم آویزان
این نشانی ست اگر ماند برو، می نویسم برگل
آمدم ، تو نبودی مُردم،قبر من پای پل


ترنم_ترنم#  

چالش امروز:

خون دل می خورم از داغ غم هجرانـــت
استخوان میشِکَنَم این دل بی وجدانـــت
یک نظر تو بنما بر رخ من  بار دگــــــــر
می رود اینبار دلم بر دل تو قربانــــــــت
پرشود صبـــح سحر بوی خوشت ای ملکا
برسر سفره ی من نان و پــِــیِ چشمانت
ساقیا دل بنما بر دل این رو سیــــــه ات
تا ابد نوکر تو گوش و دلم فرمانــــــــت

ترنم_ترنم#  

چالش امروز:

صبح تو تاکسی نوشتم😑 بدبود ببخشید


تورا من زهر شیرین خوانم ای عشق
برایت شعر دیرین خوانم ای عشق
عسل ، قند و نبات ای نازنینم
بخور شیرین تر از آن هستی ای عشق
بچین این سفره ی صبح سحرگاه
کنار تو، سرسفره چه حالی دارد ای عشق
مرا دزدانه در چشمت نگاهیست
بیا پر کن ز می جامم تو ای عشق
نگاه تو عسل دارد برایم
چه شیرین میشود این می ، با تو ای عشق
سفر بی تو نشاید عشق اینجاست
کنارت من بمانم تا ابد عشق

ترنم_ترنم#  

چالش امروز:


شاه نشین چشم من تکیه گه خیال تو
چرخِ فلک می گذرد به فکر من نگاه تو
زمانه آمدش زمین آغشته شد به تیر کین
به قلب من نشانه رفت کمانه کرد نگار تو
به کین گسست نگار او که مهر من بِدِل گرفت
گوشه چشم خود کشید به چشمه ی خمار تو
ناز مکن ، دوش مگیر،روی به روی من بایست
بِنَه به دست من تو دست جهان من فدای تو
مرا به بَندِ عندلیب مَکِش به ساز دیگران
ترانه ها سروده ام در مَدح و در ثنای تو
عشق بسی فِسانه ست برای ایل غربتی
ولی تمام عشق من نهفته است برای تو
برای عقدمن وَ تو به آسمان روانه شو
جشن بگیر،ساز بزن، چو آسمان سرای تو

ترنم_ترنم#  


چالش امروز:

هوا خواه توام جانا و میدانم که میدانی
سزایش تارک دنیا و میدانم که میدانی
هوای برگ ریزان است حوالی پَرَم امروز
و بال خود گشایم من برای تو همین امروز
بیا برگیر آغوشم که گرمای تو را خواهد
هنوزم بوی عطرت را ز استثنا می خواهد
سوای هر کس و ناکس که عشق را مضحکه کردند
برای تو ره خود را ز دنیایت جدا کردند
هوا خواه تو ام بازم  و میدانم که میدانی
بسی باور کن این عشقم که از جانم تو میخوانی
هوای من وَ تو امروز هوای عاشقان است جان
بیا  هر دم کنار من تو بذر عشق را بنشان
ترنم_ترنم#  

داغ ترین های تاپیک های امروز