2777

امام_زمان_عج #

برای هشتگ "امام_زمان_عج" 110 مورد یافت شد.

امام_زمان_عج#  


سخت بر ثانیه ها می گذرد دیر شدن

پای این قحطی  ظلمت کده  زنجیر  شدن


سفره ای باز نمودی و نگفتی سخت است

نانتان خوردن و یک عمر نمک گیر شدن


چه کند دست خودش نیست گدای در تو

از همین نان و نمک خوردن خود سیر شدن


سیرگردیده ولی این دل آلوده غم

از شما گفتن و یک عالمه تحقیر شدن


قصد تعجیل نداری  برسی  مقصد خویش

وای از این فرصت کوتاه من و پیر شدن


پیرمان کرد شب جمعه و  یک حس سرور

جمعه بی تو و هر ثانیه دلگیر شدن


شنبه هم گر برسی چشم به راهت دارم

عادتم چون شده تسلیم به تقدیر شدن


من واین ثانیه های گذران دم عمر

تو و آن ثانیه ی دست به شمشیر شدن



#الیاس_شیرعلیزاده



امام_جعفر_صادق_علیه_السلام#  

امام_زمان_عج#  

شهادت#  



ای سبز پوش عشقِ تو را سرخ قامتیم

ای پادشاهِ حُسن نگاهی که رعتیم


فکری به روزگارِ بدِ حالِ ما بکن

جان حسین تشنه‌ات ای ابر رحمتیم


ما زائر سه شنبه و شبهای جمعه‌ایم

آواره‌ایم  دربه‌درِ یک زیارتیم


ما با غبارِ کرببلا هم‌نفس شدیم

یعنی بیا که خاک تو هستیم تربتیم


ما را ببخش اگر که اسیر معیشتیم

ما را ببخش اگر که کمی کم محبتیم


هر روز آمدیم و بدهکارتر شدیم

تقصیر لطف توست عزیزم بد عادتیم


بر روی ما حساب کن آقا که سالهاست

چشم انتظارِ آمدنت اشک حسرتیم


حرف امام صادق ما هست این حدیث

درکت کنیم اگر همه‌ی عمر خدمتیم*


ما را هزار بار جهان آزموده است

هربار دیده است فقط استقامتیم


این جمله‌ی بزرگ از آوینی است گفت :

ما راست قامتانِ جهاد و شهادتیم


هر روز می‌رسد خبری از شهادتی

شکر خدا که باز بر این راه دعوتیم


از نسل جبهه است همه‌ی نسل‌های ما

نسل خمینی است اگر عین غرتیم


این بچه‌ها‌ی ما چقدر جمکرانی‌اند

مدیون مِهرِ حضرت زهرای عترتیم


* * *


آورده‌ایم باز بدی‌های خویش را

پیشِ کریم نابلدی‌های خویش را


در امتحان راه تو هرچند رد شدیم

لطفت قبول کرد ردی‌های خویش را


انگار نا امید شدی از بزرگ‌ها

دیدم صدا زدی نودی‌های خویش را


عطر ظهور می‌رسد و کرده‌ای خبر

نسل هزار و چهار صدی‌های خویش را


ما را ببخش جای بصیریت بجای فهم

آورده‌ایم بی خردی‌های خویش را


ما تا ابد برای حسین تو سوختیم

آقا نگاه کن ابدی‌های خویش را



قلب حسین پیش علی‌اکبر آب شد

وقتی که گفت یا ولدی‌های خویش را



خلاد بن صفار می‌گوید: از امام صادق(ع) سؤال شد: آیا قائم به دنیا آمده است؟ حضرت فرمود: «لا وَ لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیامَ حَیاتِی»؛ (خیر! اگر دوران او را درک می کردم، همه‌ی زندگی ام را در خدمت به او می گذراندم)


#حسن_لطفی



امام_زمان_عج#  



اهل ولا چو روی به سوی خدا کنند

اول به جان گمشدۀ خود دعا کنند


شد عالمی اسیر جمال تو، رخ نما

تا عاشقانه سیر جمال خدا کنند


روی تو را ندیده خریدار بوده‌اند

«تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند؟»..


آهسته چون نسیم گذر کن در این چمن

تا غنچه‌ها به شوق تو آغوش وا کنند..


عهدی که بسته‌ایم، فراموش کی کنیم؟

صاحبدلان به عهد امانت وفا کنند


از ما جمال خویش مپوشان که گفته‌اند:

«اهل نظر معامله با آشنا کنند»..


«پروانه» سوخت ز آتش هجران ولی نگفت:‌

«شاهان کم التفات به حال گدا کنند»


#محمد_علی_مجاهدی



امام_زمان_عج#  


اي منجي رهاييِ دين خدا بيا

جبران دردهاي دل هل اتا بيا


اي آخرين سلاله ي مظلوم اهل بيت

آقا تو را به آبروي مصطفي بيا


از چاههاي كوفه چه داري خبر ؟ بگو!

اي باخبر ز درد دل مرتضي بيا


ام الائمه النُّجَبا منتظر تُراست

اي آشناي مصحف زهرا بيا بيا


از غربت غريب مدينه بگو بما

اي باخبر ز سرّ دل مجتبي بيا


سنگين ترين مصيبت تو داغ كربلاست

اي منتقم به خامس آل کسا بيا


احياگر صحيفه ي سجاديه تويي

اي شرح حال واقعه ي نينوا بيا


بي تو دم از وصيت باقر نمي زنيم

اي ميزبان روضه ي صحن منا بيا


شيخ الائمه گفت: كه خدمتگذار توست

اي مقتداي صادق آل عبا بيا


باب الحوائجي كه دخيل تو بسته است

از چاه خواند ، يوسف زهرا تو را بيا


تو نور چشم عالم آل محمدي

سوگند بر پيمبر و جان رضا بيا


از كودكي جواد الائمه به ياد توست

آقا! قسم به گريه ي ابن الرضا بيا


تبعيدگاه هادي دين يك بهانه ماند

ديگر تو بر نجات امام الهدي بيا


حاجت به غير تو حسن عسگري نداشت

اي مانده از قديم ز بابا جدا بيا


سرداب سامرا ز سحر تا سحر به سوز

سر داده اين صلا به صباح و مساء بيا


عالم ز جور و ظلم پر است اي امير عدل

اي ضامن حقيقي عهد و وفا بيا


آقا قسم به درد اسيري عمه ات

با ذوالفقار حضرت مولای ما بيا


محمود ژوليده



مناجات#   امام_زمان_عج#  


چراغ کوره راه شو به چشم ناتوان برس

شبیه معجزه بیا به دردمان برس..


بدون تو طلوع‌های ما غروب مطلق‌اند

به شکل آفتاب ای ظهور جاودان برس..


زمین به سینه می‌زند زمان هوار می‌کشد

طراوت زمین بیا سعادت زمان برس..


ببین که سالخوردگی نشسته در کمین مان

هنوز دیر نیست پس به این همه جوان برس..


هراس دارم اینکه بی تو عمر من به سر رسد

بهار من شتاب کن نيامده خزان برس..


چه می‌شود همین‌که چشم وا کنم ببینمت

درست وقت بی خیالی ام تو ناگهان برس..


به قلب عاشقم تمام شهر طعنه می‌زنند

خودت برای بستن دهان این و آن برس..


همین که خبط میکنم مرا سریع جمع کن

همین که میخورم زمین تو هم دوان دوان برس..


من از گناه خسته ام از اشتباه خسته ام

به دست این غریب تا که میخورد تکان برس..


مرا بخاطر دلِ شکسته ام بغل بگیر

به قدر بوسه ای شده به این شکسته جان برس..


شراب ناب ماست قطره های بارش نجف

آهای خشکیِ لبم برو به ناودان برس..


میان خانه ی پدر، پسر همیشه راحت است

میان صحن مرتضی به لذت جهان برس..


دلم برای خاک کربلا چقدر لک زده

کبوتر حسین پر بزن به آشیان برس..


تو را قسم به خواهری که کنده شد دلش بیا

تو را قسم به دستهای بین ریسمان برس..


رباب گفت آه خواهر حسین زودتر

خودت برو به نيزه ی سنان بد دهن برس..



اللهم عجل لولیک الفرج

امام_زمان_عج#  

#حضرت_حمزه_علیه_السلام‍





قرار بود به ما فیضی از سحر بدهی

به قدر بال مگس اشک مختصر بدهی


ضمانتی است برای سلوک اهل سحر

اگر زمان مناجات چشم تر بدهی


میان شعله نشستن عروج پروانه است

مرا تو عاقبت از پای شمع..،پر بدهی


وصال عاشق و معشوق دردسر دارد

به دست و پات می افتم که دردسر بدهی


کجای شهرِ نفس گیر ندبه می خوانی؟

بناست گاه‌گداری به ما خبر بدهی


نشسته ام سر این کوچه..،گریه می خواهم

نشسته ام که به من اشک بیشتر بدهی


دل شکسته ی عُشّاق را ندیده بخر

چه می شود اگر این مرتبه ضرر بدهی


من آه می کشم آنقَدر تا که پاک شوم

اگر به آه جگر سوز من اثر بدهی


قسم به حضرت زهرا درست خواهم شد

به این خراب‌ترین مُهلتی اگر بدهی


شناسنامه ی من را بگیر از من تا

برای کرببلایی شدن،"گُذر" بدهی


به حقِ پاره‌جگرهای تشنه‌کام اُحُد

ببخش تا که به من فرصتی دگر بدهی

▪️

▪️

ندید حمزه‌ی خود را..،چگونه مُثلِه شد!

چطور خواهر مظلومه را خبر بدهی


امان ز قلب عقیله..،چه دید در گودال

تنی بدون سر و نیزه‌خورده و پامال


#بردیا_محمدی



امام_زمان_عج#  


درد دل ما بی تو فراوان شده آقا

دل ها همه امروز پریشان شده آقا


بد می گذرد زندگی مردم دنیا

بی تو همه ی سال ، زمستان شده آقا


ای باب نجات همگان دست بجُنبان

تو نیستی و بد شدن آسان شده آقا


آرامش دنیای نفس گیر ، کجایی

بدجور جهان بی سر و سامان شده آقا


حال دل بیچاره ما تا تو نباشی

مانند بقیعی است که ویران شده آقا


داده است به ما سوختگان جانِ دوباره

رویای بقیعی که چراغان شده آقا


ای کاش نمیریم و ببینیم که آنجا

چون کرببلا یا که خراسان شده آقا


#محمد_حسین_رحیمیان


امام_زمان_عج#  

سالروز_تخریب_بقیع#  

روز_بقیع#  

غزل#  


عمری مرا تو بیشتر از من دعا کردی

من معصیت کردم ولیکن تو حیا کردی


دادی جوابم را تو بی چون و چرا اما

چون و چرا کردم مرا وقتی صدا کردی


ای وای از آن نیمه شب هایی که آقاجان

من خواب بودم تو به حالم گریه ها کردی


من که همیشه جای مرهم ، درد تو بودم

ماندم برای چه تو دردم را دوا کردی


دورت بگردم من ، فقط بین رفیقانم

حق رفاقت را تو جانانه ادا کردی


از یاد برم عزت من از کجا بوده

از بس به این سائل عطای بی ریا کردی


غم نیست گر بسته است بر رویم همه درها

وقتی در ِ رحمت به روی من ، تو وا کردی


آقا دعا کن زنده باشم من ببینم که

تو در مدینه چار تا جنت بنا کردی


جانم فدای سفره ام البنینی که

هر صبح شنبه در مدینه تو به پا کردی


#محمد_حسین_رحیمیان



امام_زمان_عج#  

سالروز_تخریب_بقیع#  

روز_بقیع#  

غزل#  


عمری مرا تو بیشتر از من دعا کردی

من معصیت کردم ولیکن تو حیا کردی


دادی جوابم را تو بی چون و چرا اما

چون و چرا کردم مرا وقتی صدا کردی


ای وای از آن نیمه شب هایی که آقاجان

من خواب بودم تو به حالم گریه ها کردی


من که همیشه جای مرهم ، درد تو بودم

ماندم برای چه تو دردم را دوا کردی


دورت بگردم من ، فقط بین رفیقانم

حق رفاقت را تو جانانه ادا کردی


از یاد برم عزت من از کجا بوده

از بس به این سائل عطای بی ریا کردی


غم نیست گر بسته است بر رویم همه درها

وقتی در ِ رحمت به روی من ، تو وا کردی


آقا دعا کن زنده باشم من ببینم که

تو در مدینه چار تا جنت بنا کردی


جانم فدای سفره ام البنینی که

هر صبح شنبه در مدینه تو به پا کردی


#محمد_حسین_رحیمیان



امام_زمان_عج#  

روز_بقیع#  





درد دل ما بی تو فراوان شده آقا

دل ها همه امروز پریشان شده آقا


بد می گذرد زندگی مردم دنیا

بی تو همه ی سال ، زمستان شده آقا


ای باب نجات همگان دست بجُنبان

تو نیستی و بد شدن آسان شده آقا


آرامش دنیای نفس گیر ، کجایی

بدجور جهان بی سر و سامان شده آقا


حال دل بیچاره ما تا تو نباشی

مانند بقیعی است که ویران شده آقا


داده است به ما سوختگان جانِ دوباره

رویای بقیعی که چراغان شده آقا


ای کاش نمیریم و ببینیم که آنجا

چون کرببلا یا که خراسان شده آقا


#محمد_حسین_رحیمیان


داغ ترین های تاپیک های امروز