سلام دوست عزيز
در شرايطی كه برايم توضيح دادين درک می كنم كه ممكن است چه احساساتی داشته باشين.
اين كم شدن محبت همسرتان از چه زمانی شروع شد؟ آيا اتفاق به خصوصی افتاده بوده؟ از چه زمانی متوجه شدين كه مشكل ناباروری دارين و از سمت همسرتان است و چطور متوجه شدين؟ منظورم اين است كه در مطب دكتر يا ...و واكنش شما چه و چطور بود؟
اين سوال هايی كه می پرسم ميتونه شما رو راهنمايی كنه و شما رو به سمت علت اين كم محبتی ها ببره.
شايد شما به همسرتان چيزی نگفته باشيد اما در هر صورت ايشون می دونن كه اين مسئله از سمت ايشون هست و ممكنه بار سنگين احساسی بر دوششون بگذارد، آيا شما بعد از اينكه متوجه اين مسئله شدين با همسرتان صحبت كردين؟ فكرو احساساتتون رو با هم ديگه در ميون گذاشتين؟ اين خيلی مهم هست كه راحت درباره اين موضوع حرف بزنين و به هم گوش بدين.
جايی از صحبتاتون گفتين كه تا حرف خانوادش مياد وسط طرف آنها رو می گيره. آيا بحث هاتون در رابطه با خانواده همسرتان هست؟ اگر اين مشكل ناباروری از ديد همسرتان اينطور باشد كه خودشان را مقصر بدانند شايد در بحث های شما هم ايشان احساس كنند كه تنها هستند و فقط خانواده شان را دارند،البته شايدد،شايد همين محبت های شما رابطه را بدتر كند، اينكه همسرتان كمی عقب كشيده اند و شما بی وقفه حتی شايد بيشتر از قبل محبت می كنيد ممكن است حس جالبی به همسرتان ندهد، بهتر است تعادل را رعايت كنيد و قبل از همه چيز به سوال هايی كه مطرح شد فكر كنيد و با همسرتان صحبت كنيد،صحبت هميشگی نه يک صحبتی كه از قبل راجع بهش فكر كرده باشيد و بتوانيد آن را درست كنترل كنيد تا با چيزی كه در ذهن همسرتون می گذره كمی آشنا بشيد.
پايدار باشيد.
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید