2794

تهمت زدن پدر به خانواده

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 198 بازدید

سلام. پدر من یک سری عادت های زشت و ناپسند داره که همه مارو آزار میده. ایشون به شدت شکاک شدن و این شکشون بیشتر خاله زنکی هست تا مچ گیری یا اینکه ما مشکل اخلاقی داشته باشیم که نداریم. مکالمات تلفنی ما و بیشتر مادرم رو گوش میدن در حالی که خودشون میرن تو کوچه صداشون و میندازن بالا و با تلفن حرف میزنن و بقیه میشنون و فقط می خوان ما نشویم! ایشون تو وسایلای ما، اتاق های ما کیف و کمد ما و مادرم سرک میکشن در حالی که تمام وسایل و کمد خودشون چند قفله است! (ما چیزی برای قایم کردن نداریم) بدترینش شمردن لقمه های ماست که همه تو خونه با این عادتشون کنار اومدن و به من میگن گذشت کن ولی من اعصابم خورد میشه. ایشون حتما باید جلوی تلویزیون غذا بخورن و چون ما به خاطر پوکی استخوان و رفلاکس نمیتونیم رو زمین غذا بخوریم مجبوریم رو میز نهارخوری غذا میخوریم. پدرم هیچ جوره راضی نمیشه بیاد با ما غذا بخوره از طرفی همیشه فکر میکنه ما بیشتر میخوریم که مثل همه کارا اتفاقا برعکسه و مادرم به احترام سن پدرم همیشه هواش رو داشته. ایشون چند بار از سر سفره بلند میشه و به بهانه های مختلف از کنار ما رد میشه و من میبینم که دارن بشقاب غذا رو چک میکنن. اوایل فکر میکردم اشتباه میکنم و وقتی با بقیه مطرح کردم متوجه شدم که خواهرا و برادرا و مادرم زودتر از من متوجه شدن. جالبه بدونید خرج خونه با وجود دارایی بودنشون به عهده ایشون نیست. رنگین ترین سفره رو براشون پهن کنیم دلشون قرص نمیشه و باید بیان ببینن که غذای ما کمتر از غذای ایشون هست و اینجوری خیالشون آسوده میشه. این رو هم اضافه کنم که ایشون چون به همه چی معتاد میشن معتاد به رستوران رفتن هم هستن و حتما یه وعده غذارو تو رستوران میخورن و جالبه فکر میکنن ما نمیدونیم و هم اینکه میرسن خونه میگن گشنمه! احتمالا من این حرفارو به فرد غیر متخصص بگم اصلا باورش نمیشه ولی امیدوارم شما به خاطر تخصص و تجربتون من رو درک کنید. می خواستم بدونم چه اتفاقی برای یه فرد می افته که این چنین از لحاظ رفتاری و اخلاقی سقوط میکنه؟ چه جور آدمی میتونه لقمه غذای زن و بچش رو بشمره؟! البته ایشون تو دوران کودکی در رقابت شدید با برادرای بزرگتر از خودشون بودن و میدونم که تحقیر شدن، به دستور مادرشون در خدمت خواهراشون بودن (عمه های من) و نکته غم انگیز اینکه یک بار از پدرم شنیدم تو دوران کودکی پدرم، مادرشون غذا میپختن و به ایشون غذا نمیدادن و ایشون که یه بچه 9 ساله بوده گرسنه میمونده و مادرشون یواشکی غذا رو میبردن برای خاله پدرم! الان پدرم در خدمت خانوادشه ولی رقابت رو با زن و بچش ادامه میده. ایشون حتی علاقه خاصی به مادرشون دارن همون مادری که ایشون رو گرسنه میذاشتن ولی من و مادرم و خواهر و برادرام قربانی خانواده پدرم شدیم. آسیب هارو اونا زدن ولی کسی که نتیجش رو میبینه ماییم. ما پدرم رو هرجوری باشه دوست داریم و هیچ جوره نمیتونیم جلوش وایسیم دلمون نمیاد و از طرفی ایشون فوق العاده مستبد هستن. کار ناپسند دیگه ایشون اینه که همیشه با برادرام و مادرم دعوا داره میگه لباسام رو شما ورداشتید شما دزدید! مادرم مارو طوری بزرگ کرده که حتی تو خونه دست نمیکنیم تو کیف و جیب و کمد بقیه (چه پدر و مادر چه بقیه اعضای خانواده) ولی پدرم همیشه به ما تهمت میزنه. من هر وقت سرکار رفتم مورد اعتماد کارفرما بودم همیشه، برادرای من هم یا یه شهر دیگه هستن و درآمد دارن یا دبیرستانی هستن و چشمشون دنبال زیر پیرهنی پدرم نیست و مادرم تامینشون میکنه. ولی پدرم فکر میکنه مثلا هرکی یه تیشرت سفید با مارک خاصی تنش کرده مال پدرمه! سریع میره کمدشو چک کنه ببینه لباس ایشونه یا نه! پدر من اسکیزوفرنی دارن یا به خاطر مصرف مواد مخدر صنعتی این رفتارارو انجام میدن یا اینکه آسیب های کودکی ایشون هست؟ گرسنگی دائم ایشون به خاطر مصرف مواد یا همون آسیب گرسنگی کودکی؟ ما چجوری میتونیم از شدت رفتارهای منفی ایشون کم کنیم؟ خیلی بهشون اطمینان خاطر میدیما خیلی با محبتیم با ایشون ولی ایشون به شک میفته نمی دونم چرا. داستان ما و ایشون داستان اون آیه از قرآن که بر دل و گوش و دهانشان مهر زده شده. یعنی ما هر چیزی بگیم و هر کاری بکنیم حرفمون برو نداره. 

اطلاعات تکمیلی

سن 31 جنسیت زن شغل فروشنده وضعیت تاهل مجرد
پاسخ مشاور

مشاور خانواده

با سلام 
ميتوانم تلخي شرايطتان را درك كنم .بهترين راه مشخص كردن حريم هايتان است سكوت كردن راهكار درستي نيست نه اينكه بخواهيد مقابله پدرتان بايستيد ميتوانيد با ارامش حد و حدود را مشخص كنيد.هماهگونه كه عنوان كرديد شرايط كودكي  نقش مهمي در شكل گيري شخصيت پدرتان داشته است اما شما با همراهي كردن پدرتان و مدارا كردن به ان دامن ميزنيد ،كنار امدن با عادات بد تنها باعث افزايش ان ميشود .نميتوان اين رفتارها را سقوط اختلاقي ناميد اين رفتارها نوعي جلب توجه بوده است كه با رفتارهاي تقويتي كه دريافت كرده اند به صورت عادت در امده است .پدرتان مانند يك كودك است كه به دنبال محبت ميگردد .و به دليل محروميت هايي كه داشته است مثل فرد تشنه ايي كه به اب ميرسد و نميداند چگونه خود را سيراب كند و ترس از بي ابي مجدد دارد رفتار ميكند .با وجود داشتن خانواده و ..جوري رفتار ميكند كه انها را هم از خود دور ميكند.مصرف مواد مخدر صنعتي ميتواند باعث تشديد اين رفتارها شود .لازم و ضروري است با يه مشاور صحبت كنيد .

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید