2794

حال روحی بد بخاطر محدودیت در ازدواج

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 184 بازدید

با سلام خدمت شما من خانمی هستم که ده ساله ازدواج کردم قبل از ازدواج دختر مستقل و سرحالی بودم . عاشق درس خوندن بعد از ازدواج از همه چیز منع شدم و حتی از شهر خودم هم دور شدم اوایل عادی بود برام الان بعد از ده سال همش حسرت میخورم که چرا اینجور شدم دچار گم شدن شخصیت شدم. الان هم شوهرم اجازه نمیده حتی بیرون برم . بخصوص اینکه اجبار به زندگی با خانواده شوهرم تو یک ساختمان رو هم دارم که مزید بر علت شده و اینکه دوماه هست باهاشون قهریم .با پسرم خیلی بدرفتاری میکنم بعضی وقتها جنون میگیرم که پسرمو بکشم و بعد خودمم خلاص کنم فکر خودکشی تو سرم میاد هر از گاهی با همسرم هم که صحبت میکنم میگه تو دیگه متاهلی این شرایط رو باید بپذیری من تحمل ندارم شما بگید چیکار کنم؟

اطلاعات تکمیلی

سن 35 جنسیت زن شغل فروشنده ارایشی وضعیت تاهل متاهل
پاسخ مشاور

مشاور خانواده

سلام دوست عزیز

درسته که شما با همسرتون توافق کردید برای زندگی به شهر دیگری برید و با خانواده‌ی همسرتون در یک ساختمون زندگی کنید ولی ازدواج، به معنای منع شدن از همه چیز و حبس شدن در منزل نیست. و همونطور که گفتید، این شرایط چنان شما رو تحت فشار قرار داده که به بدرفتاری با فرزندتون و فکر خودکشی و حتی قتل پسرتون رسیدید. این افکار رو اصلا نادیده نگیرید و حتما هرچه زودتر به یک روانپزشک مجرب مراجعه کنید. ضمن اینکه با همسرتون جدی‌تر و دوستانه صحبت کنید و توضیح بدید که این شرایط برای شما قابل پذیرش نیست. بگید که چقدر تحت فشار هستید و انتظار دارید ایشون هم شما رو درک کنند و شرایط مناسب و نرمالی رو براتون فراهم کنند.

به خدای بزرگ می‌سپارم‌تون

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید