سلام و وقت بخیر
اجازه بده تا دو تا مسئله رو از هم تفکیک کنیم. مسئله چالشی که سر بحث جنسی داری و چالش اینکه درگیر کنکوری. این دو تا بنظر بهم بیربط میان ولی در واقع توی این محدوده زمانی که داخلش قرار داری داره روت تاثیر میذاره.
خیلی من رو یاد خودم انداختی سال 90 درست زمانی که 17 سالم بود و تازه کنکور کارشناسی داده بودم. وقتی کنکور تمام شد توی تابستان دو سه تا فوبیایی که همیشه داشتم شروع کرد با قدرت اومد سراغم. یکیش ترس از مرگ بود. ترسی که همیشه نه فقط من بلکه همه آدمها داشتن اما برای من بطرز وحشتناکی اودم بالا. در حدی که صبح تا شب داشتم به مردن فکر میکردم. یه وسواس فکری 24 ساعته. اصلا فکرش رو هم نمیکردم که چند سال بعد وقتی روانشناسی خوندم بفهمم که در واقع این ترس وحشتناک من و وقت گذاشتن 24 ساعتهام برای فکر کردن به این موضوع به اضطراب شدیدی که سال کنکور تجربه میکردم برگرده. اضطرابی که به مدت یکسال تجربه نکرده بودم و فقط سرکوبش کرده بودم. اون مسئله به کمک پدرم که روانپزشک بودن حل شد با گفتن یه جمله طلایی و عجیب اونم اینکه: "حق داری از مرگ بترسی اما مشکل تو اینه که به اندازهاش ازش نمیترسی. بیشتر از میزانی که ارزشش رو داره ازش میترسی. و دوم اینکه میتونی تو زمانهای دیگهای که تحت فشار نیستی (سر نتایج نکور) بهش فکر کنی. همین الان که قرار نیست بمیری که نگرانشی پسرم".
قصه چیه؟ این ترس رو همیشه از رابطۀ جنسی و هرچیزی که مربطو بهش بوده داشتی ولی الان بخاطر اضطرابهای زیادی که داری تجربه میکنی به شکل یه فکر وسواسگونه اومده سراغت. آره این ترس از رابطه و اینها هست ولی الان که قرار نیست همین امشب به بستر زناشویی بری که نگرانش شدی. به خودت کمی فرصت بده تا اضطرابهای موقعیتی مثل کنکور رو پشت سر بگذاری بعدا وقت واسه فکر کردن به چالشت با مسئله جنسی داری.
اما اگه خودت نتونستی این کار رو بکنی مرحلۀ بعدی اینه که بخاطر اضطرابهای فعلیت شروع کنی به دارو خوردن. تنها هزینهاش هم یک جلسه روانپزشکه و دارویی که خیلی گرون نمیشه. و خیلی مقرون به صرفهتر و با وقت کمتره نسبت به تراپی پیش روانشناس.
در مورد بحث جنسی هم کمهزینهترین راهی که به ذهنم میرسه میتونه فعلا کمکت کنه کمک گرفتن از هوش مصنوعی هست.
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید