2794

 سلام وقتتون بخیر
من یه دختر مجردم و این پیام رو می‌نویسم چون واقعاً به راهنمایی  نیاز دارم  راستش من سال‌هاست با یه ترس و فوبیای خیلی عمیق نسبت به ازدواج  روابط زناشویی  مسائل پزشکی زنان دست‌وپنجه نرم میکنم  من تنفر و وحشت شدیدی از **برهنگی و لمس شدن حریم خصوصیم دارم؛ چه از طرف همسر آینده‌ام و چه معاینات، چکاپ‌های سلامت عمومی زنان آزمایش‌ها و فرآیند بارداری.و.. راستش بعد از اینکه راجع به انواع معاینات و چکاپ‌های زنان مطالعه کردم، و همین طور تو کتاب های درسی دیدم این شوک روانی برام خیلی بدتر و سنگین‌تر شد.
 ریشه اصلی فوبیای من از نظر خودم بخاطر  اینکه تو نوجوانی اولین مفهوم که اشنا شدم  متأسفانه تجاوز بود  خوندن و شنیدن خاطرات زنانی  که تجربه‌های ناخوشایند، خشن و تحقیرآمیز تو زایشگاه داشتند جاهایی که به درد و ناراحتیشون بی‌توجهی شده و کادر درمان بدون در نظر گرفتن روحیه اون زن، فقط روی "فعل زایمان" تمرکز کردن . برای همین مغزم  ذهنیت «لمس شدن = بی‌دفاعی، درد و نابودیِ حرمت و تحقیر» رو ساخته.
 نشخوار فکری دارم بدون اینکه  در موقعیت اش باشم زمانی که یه محرک مثلا  تو مکالمات خانوم های فامیل  دوستان یا فضای مجازی کامنت‌ها مطالب مربوط  به ا معاینات زنان چکاپ رابطه جنسی  بارداری و زایمان  رو می‌خونم، ذهنم سریع شروع به سناریوسازی می‌کنه و به هم می‌ریزم. احساس تهوع و   درد سینه و گرگرفتگی  پیدا میکنم   تنفسم نبضم بهم میریزه بی‌خوابی‌ها و گریه‌   طولانی درگیری زود رنج و کج خلق میشم.  

 همیشگی نیست؛ معمولاً کوتاه‌مدته (بین چند ساعت تا یکی دو روز اما واقعا  ازارم میده،  گاها.   از برنامه ریزی  و کارهام بخاطر  یه  کامنت، ریلز،  یه سکانس از فیلم هرچیزی با اون محتوا  بهمم میریزه  گارد بدنم و این تضاد روانی خیلی قویه. ممنون میشم راهنماییم کنید چطور با این تروماها کنار بیام؟  میدونم درمان کامل نیاز به مراجعه به  درمانگر متخصص داره اما.  در حال حاضر نیاز به راهنمایی   و   یه راهکار موقت دارم.  چون. شدیدا درگیر کار درسم  و شرایط مالی هم برای مراجعه  به متخصص  ندارم،  

اطلاعات تکمیلی

سن 20 جنسیت زن شغل کنکوری و شاغل در جواهر سازی وضعیت تاهل مجرد
پاسخ مشاور

روانشناس و مشاور زناشویی

سلام و وقت بخیر

اجازه بده تا دو تا مسئله رو از هم تفکیک کنیم. مسئله چالشی که سر بحث جنسی داری و چالش اینکه درگیر کنکوری. این دو تا بنظر بهم بی‌ربط میان ولی در واقع توی این محدوده زمانی که داخلش قرار داری داره روت تاثیر می‌ذاره. 

خیلی من رو یاد خودم انداختی سال 90 درست زمانی که 17 سالم بود و تازه کنکور کارشناسی داده بودم. وقتی کنکور تمام شد توی تابستان دو سه تا فوبیایی که همیشه داشتم شروع کرد با قدرت اومد سراغم. یکیش ترس از مرگ بود. ترسی که همیشه نه فقط من بلکه همه آدم‌ها داشتن اما برای من بطرز وحشتناکی اودم بالا. در حدی که صبح تا شب داشتم به مردن فکر می‌کردم. یه وسواس فکری 24 ساعته. اصلا فکرش رو هم نمی‌کردم که چند سال بعد وقتی روان‌شناسی خوندم بفهمم که در واقع این ترس وحشتناک من و وقت گذاشتن 24 ساعته‌ام برای فکر کردن به این موضوع به اضطراب شدیدی که سال کنکور تجربه می‌کردم برگرده. اضطرابی که به مدت یک‌سال تجربه نکرده بودم و فقط سرکوبش کرده بودم. اون مسئله به کمک پدرم که روان‌پزشک بودن حل شد با گفتن یه جمله طلایی و عجیب اونم اینکه: "حق داری از مرگ بترسی اما مشکل تو اینه که به اندازه‌اش ازش نمی‌ترسی. بیشتر از میزانی که ارزشش رو داره ازش می‌ترسی. و دوم اینکه می‌تونی تو زمان‌های دیگه‌ای که تحت فشار نیستی (سر نتایج نکور) بهش فکر کنی. همین الان که قرار نیست بمیری که نگرانشی پسرم". 

قصه چیه؟ این ترس رو همیشه از رابطۀ جنسی و هرچیزی که مربطو بهش بوده داشتی ولی الان بخاطر اضطراب‌های زیادی که داری تجربه می‌کنی به شکل یه فکر وسواس‌گونه اومده سراغت. آره این ترس از رابطه و این‌ها هست ولی الان که قرار نیست همین امشب به بستر زناشویی بری که نگرانش شدی. به خودت کمی فرصت بده تا اضطراب‌های موقعیتی مثل کنکور رو پشت سر بگذاری بعدا وقت واسه فکر کردن به چالشت با مسئله جنسی داری.

اما اگه خودت نتونستی این کار رو بکنی مرحلۀ بعدی اینه که بخاطر اضطراب‌های فعلیت شروع کنی به دارو خوردن. تنها هزینه‌اش هم یک جلسه روان‌پزشکه و دارویی که خیلی گرون نمیشه. و خیلی مقرون به صرفه‌تر و با وقت کمتره نسبت به تراپی پیش روان‌شناس. 

در مورد بحث جنسی هم کم‌هزینه‌ترین راهی که به ذهنم می‌رسه می‌تونه فعلا کمکت کنه کمک گرفتن از هوش مصنوعی هست. 

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید