2794

شوهر من دو ساله با یه دختر آشنا شده دوساله به من دروغ میگفت که این خودش زنگ میزنه منو ول نمیکنه الان چند وقته دختره زنگ نزده اون خودش زنگ زد و گفت سلام فلانی جون منم فلانی از کجا 

اونم گفت سلام عزیزم و گفت دیشب خوابتو دیدم سوار یه اسب عربی سیاه بودی موهات تو باد می‌رقصید و دری وری خلاصه نمیشه گفت

بعد من فهمیدم گفت من که ریگی به کفشم نیست اس خالی دادم برو چک کن 

دیدم بله اینارو زده تو سطل آشغال گوشیش بود 

بعد گفت من تورو فلان میکنم من میخوام با این عشق و حال کنم تو نمیزاری من دلم اونو میخواد دست خودم نیست توی افسرده رو میخوام چیکار در صورتی که من مادر دو تا بچشم 

تا حالا هم سر اینکه من فهمیدم ۵ بار بدجور منو زده 

هر بارم گفته من کاری باهاش ندارم 

که دیشب دیگه اعتراف کرد که ازش خوشش میاد میخواد باهاش عشق کنه 

الان من چه کار کنم 

اطلاعات تکمیلی

سن ۳۸ جنسیت زن شغل خانه دار وضعیت تاهل متاهل
پاسخ مشاور

روانشناس، روان درمانگر و مشاور

چه سوال مسخره ای!!!!
باید چیکار کنید واقعا ،،،،،،اخه از توفه هاا چرا بچه میارین اخههههه
بشین بچه بزرگ کن زن خونه باش،اهرم  دنبال نداشته هاشون با زنای کوچه خیابونن،،،افسرده هم جدول اباداشه،،،با یه خداحافظی خوشحالش کن. و یه زندگی مهیا کن که افسردگی رو نشونش بدی
 

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید