1451

کار درستی کردم راه جدایی رو انتخاب کردم؟

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 95 بازدید

با سلام من و همسرم هردو هم سن هستیم فقط ایشون 6 ماه از من بزرگتره هر دو 25 ساله ایم‌‌.

پنج ساله ازدواج کردیم. اول که خواستگاری اومدن یه سری شرایط خوندن برام که از نظرمن ایده آل و با خدا بود اما بعد از عقد دقیقا برعکسش شد محرم و نامحرم رعایت نمیکردن تو همه مجلس هاشون زن و شوهر میرقصیدن که تو خانواده و فامیل من اینجور نیستیم و همه چی به جاش هست تو طرف ما من واقعا شوکه شدم چیزی که اذیتم میکرد زن دایی هاش بودن ما بین 30 تا40 سال بودن خیلی با شوهرم گرم میگرفتن مثلا شوهرم باهاشون شوخی فیزیکی میکرد واونا میومدن بهم نشون میدادن میگفتن ببین شوهرت چه کرده دستمو با مشتش.منم واقعا اذیت میشدم.از اینجا بود که شک وحساسیت های من شروع شد مادرشوهرمم ناراحت میشد وقتی اعتراض میکردم بهم میگفت تو املی و هیچی حالیت نیست شوهرتو که نخوردن تموم کنن منم واقعا ناراحت میشدم.سر جهازمم کلی اذیتم کردن فقط ایراد میگرفتن شوهرم دهن بین بود هرکی هرچی پشت سرم میگفت باور میکرد و میرفت سمت اونا تو نامزدی واسطه شدن برای آشتی بعد ازدواج بهتر که نشد هیچ بدترم شد کتک هم میزد آخرش تهمت ناموسی زدن و با نامردی و دروغ  باعث شدن من راهی بجز جدایی به ذهنم نرسه خیلی تلاش کردم براش اما اون تلاشی برای نگه داشتنم نکرد حالم خیلی بده دلم شکسته و افسرده شدم بچه هم ندارم خداروشکر با اینکه به خدا اصرار میکردم الان میبینم به صلاحم نبوده.بنظرتون راه درستی رو انتخاب کردم؟

اطلاعات تکمیلی

سن 25 جنسیت زن شغل دانشجو وضعیت تاهل درحال جدایی
پاسخ مشاور

مشاور خانواده

سلام خانم عزیز
متاسفم که تجربه ی شما از ازدواج تا الان این گونه پیش رفته.
تا جایی که موضوع به همسرتان مربوط نباشد، جایی برای اعتراض شما نمی ماند ، مثلا اگر در مهمانی دیگران حجاب نداشته باشند یا برقصند و .. چون در کنترل همسرتان و به ایشان مرتبط نیست، قاعدتاً جایی برای اعتراض شما نمی ماند.
اما شوخی های فیزیکی، مخصوصاً با دانستن این که شما اذیت می شوید، نکته ی دارای اهمیتی است. موارد دیگری مثل استقلال فکری داشتن, به هیچ وجه دست بر روی کسی بلند نکردن چه برسد به همسر و مسیله ی تهمت ناموسی اصلا مسایل کم اهمیتی نیستد، فراموش نکنید که قرار است هر کسی با همسرش بیشترین میزان امنیت را احساس کند و این رفتارها مخل امنیتند. معنی این صحبت این نیست که شما در اتفاقاتی که افتاده نقشی نداشته اید، بلکه صرف نظر از نقشی که داشته یا نداشته اید، هر کس در رفتارهایش بایستی حریم هایی را نگه دارد که گزارشات شما نشان دهنده ی ایراداتی در این زمینه است. درست است که منطقی عمل کردن و تصمیم درست گرفتن رنج های زیادی دارد، اما برای این است که یک عمر رنج را تحمل نکنید.نگران نباشید زندگی در همین جا تمام نمی شود و اتفاقات بهتری که الان انتظارش را ندارید در زندگی شما مثل هر کس دیگری رخ خواهد داد. هیچ گاه فراموش نکنید، اگر احترام خودتان را نگه ندارید، دیگری هم آن را رعایت نخواهد کرد.
با آرزوی سلامتی و موفقیت

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید
login captcha