2777
2789
عنوان

ای بابا 😂

127 بازدید | 9 پست

😂

خانوم و آقای عزیز به❌هیچ عنوان❌درخواست دوستی ندین هیچ تمایلی به دوست شدن با کسی اینجا ندارم علاوه بر رد دوستی توی اعلانات هم پاک میکنم. اگه جوابت رو نمیدم حوصله بحث کردن با آدم های بیکار و توهمی رو ندارم.

🤣🤣🤣

😂

خانوم و آقای عزیز به❌هیچ عنوان❌درخواست دوستی ندین هیچ تمایلی به دوست شدن با کسی اینجا ندارم علاوه بر رد دوستی توی اعلانات هم پاک میکنم. اگه جوابت رو نمیدم حوصله بحث کردن با آدم های بیکار و توهمی رو ندارم.

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

🤣🤣🤣

🤣🤣🤣

خانوم و آقای عزیز به❌هیچ عنوان❌درخواست دوستی ندین هیچ تمایلی به دوست شدن با کسی اینجا ندارم علاوه بر رد دوستی توی اعلانات هم پاک میکنم. اگه جوابت رو نمیدم حوصله بحث کردن با آدم های بیکار و توهمی رو ندارم.

قضیه چیه 😶😂

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
قضیه چیه 😶😂

هیچی 🤣🤣فقط بخند

خانوم و آقای عزیز به❌هیچ عنوان❌درخواست دوستی ندین هیچ تمایلی به دوست شدن با کسی اینجا ندارم علاوه بر رد دوستی توی اعلانات هم پاک میکنم. اگه جوابت رو نمیدم حوصله بحث کردن با آدم های بیکار و توهمی رو ندارم.

هیچی 🤣🤣فقط بخند

خخخخخخ😁

 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز