2777
2789

من بخاطر شرایط زندگیم مجبورم با خواهرم زندگی کنم بابام زن گرفته بیرونم کرده منم نصف وسایلم اوردم خونه خواهرم.

حالا من رفتم شکایت نفقه از پدرم کردم توی راه حدود ۳۰۰مرتبه به خواهرم تذکر دادم پیش کسی نگو قسمش دادم پیش کسی نگو چون برای وجهه اجتماعی من بده 

توی خونه هم هزار بار بهش گفتم جز منو تو کسی نفهمه دیگه زبونم مو دراورد انقدر بهش تاکید کردم

فرداش رفت خونه زن داداشم همه چیو بهش گفت منم باهاش بحث کردم حرفمون شد باز هزار بار بهش گفتم دیگه پیش کسی نگو گفت باشه

دیشب یه مهمون داشتن من ازش متنفرم یعنی پخش خبرش از بی بی سی قویتره خیلیم به من حسودیش میشه همینطوری صاف بهش گفت خواهرمو از خونه بیرون کرده شکایت کرده خواهرم و همه زندگیمو ریخت رو اب براش ... هرچی چشم ابرو اومدم براش اعتنا نمیکرد الان اون بی بی سی ابرومو میبره توی کل طایفه

صبحشم پیش همکارم گفته بود سکوت کردم دارم روانی میشم از دست دهن جلش 

حرف توی دهنش نمی مونه بعد کل فامیل همه زندگیشون ازش قایم میکنن به این هیچی نمیگن این باید همه چیو بگه

بخدا دارم سکته میکنم الانم باهاش بحثم شد دیگه فایده نداره همه فهمیدن دلم میخواد بمیرم

حتی جایی ندارم از اینجا فرار کنم برم

متاسفانه خواهرم از لحاظ عاطفی مالی کمکم میکنه اما دهنش جله هرچی من تو زندگیم هست به عالم ادم میگه پر حرفه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نمیشه پنهانی کاراتو بکنی و اون نفهمه؟ 

البته عیب نداره دیگه،  کاری که نباید میشد شده،  حالا کاری نکن که حمایت مالی و عاطفیه خواهرتم از دست بدی. 

مردم هم همه زندگیاشون پر از مشکله،  ولی به قول تو به کسی نمیگن

  
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792