2777
2789

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

نه نخر والا داداشای منم نه تبریک میگن نه میخرن روز مادره  چه خواهرشوهری هم عیدی مبخوان هم روز م ...

بخدا اینقدر پرتوقع که حد نداره خودش رفت ایرانگردی وقتی برگشت حتی یک جفت جوراب برای برادرش نیاورده بود من ازش توقع نداشتم اینکار کنه.ما در کل بچه شهرستانیم ولی من بخاطر کار همسرم شهر زندگی میکنم هر دفعه بر میگردم میخواد برای خودش و بچاش دو تا چمدون سوغات بیارم

مردم هرگز خوشبختی خود را نمی‌شناسند اما خوشبختی دیگران همیشه جلوی دید آنهاست  به داشته های خود عمیق تر نگاه کنید   
بخدا اینقدر پرتوقع که حد نداره خودش رفت ایرانگردی وقتی برگشت حتی یک جفت جوراب برای برادرش نیاورده بو ...

زنجیره رو یجایی باید قطع کنی بخدا من برای بچه های داداش همیشه سوغاتی اسباب بازی میخریدم تولدشون لباس همچی،الان یه زنگم نمیزنن با مامان اینا قطع رابطه کرده من که جز خوبی کاریش ندارم بمنم داداشم اصلا زنگ نمیزنه،میخوام بگم رو نده هر چقدرم حوب باشی توقع دارن بخدا پس هیچ کاری براشون نکن

بخدا اینقدر پرتوقع که حد نداره خودش رفت ایرانگردی وقتی برگشت حتی یک جفت جوراب برای برادرش نیاورده بو ...

من توی این ۳۳ سال زندگیم خیلی چیزا دستم اومده هر کسی یه قدم اومد سمتت قدم بردار ،فداکار نباش خودت نابود میشی 

زنجیره رو یجایی باید قطع کنی بخدا من برای بچه های داداش همیشه سوغاتی اسباب بازی میخریدم تولدشون لباس ...

منم خیییییلی محبت میکردم همیشه سوغات برای خودش و بچهاش میاوردم توی خونه اش ی ظرف دو طبقه مس بردم ولی اون اومد خونه من حتی شیرینی ام نیاورد گفت شهر غریبه من بلد نبودم 😣😣 خودشم میشینه نه کمک میده نه چیزی تا الانم من هزاربار دعوتش کردم ولی اون حتی تعارفم نمیکنه که بیا سر بزن

مردم هرگز خوشبختی خود را نمی‌شناسند اما خوشبختی دیگران همیشه جلوی دید آنهاست  به داشته های خود عمیق تر نگاه کنید   
من توی این ۳۳ سال زندگیم خیلی چیزا دستم اومده هر کسی یه قدم اومد سمتت قدم بردار ،فداکار نباش خودت نا ...

والا اون ی قدمم نیومد من گفتم ی خواهر شوهر دارم بزار محبتش کنم پدربزرگ من فوت کرد ی تسلیت بهم نگفت.این دیگه از محبت زیاد هار شده فکر کرده من کارایی که میکنم وظیفمه منم دیگه محل سگ بهش نمیدم 

مردم هرگز خوشبختی خود را نمی‌شناسند اما خوشبختی دیگران همیشه جلوی دید آنهاست  به داشته های خود عمیق تر نگاه کنید   
منم خیییییلی محبت میکردم همیشه سوغات برای خودش و بچهاش میاوردم توی خونه اش ی ظرف دو طبقه مس بردم ولی ...

نه اینطور نکن تو هم برو هر اومدی رفتی هم داره ،ببین هر چی ظالمتر سالمتر بخدا من قبلا شکلات و اینا میبردم خونه فامیلایی شوهرم یبار مادرشوهرم برگشت گفت پولشو بدین من نه شکلات خریدم نه پولشو دادم ،یعنی داشت میمرد مادرشوهرم از حرص

والا اون ی قدمم نیومد من گفتم ی خواهر شوهر دارم بزار محبتش کنم پدربزرگ من فوت کرد ی تسلیت بهم نگفت.ا ...

باید دعوا راه مینداختی باید میومد دیدنت تروخدا انقدر مظلوم نباش به شوهرت به مادرشوهرت میگفتی من توقع دارم بچه که نیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز