سلام خانومها، من و همسرم 8 ساله زندگی میکنیم، زندگی خوبی داریم، الحمدالله، منتها با تمام اینکه همسرم مرد خوبیه منتها وابستگی به من نداره... میام خونه مادرم همیشه زنگ میزنه منتها من دلتنگی احساس نمیکنم،سرش شلوغه امشب بهش گفتم دلت تنگ نشد؟ گفت چرا خیلی من خیلی نوستالژیکمگفتم من نیستم غذا درست کردن برات سخت شد گفت اره زود برمیگردی ان شاءالله، دیدم اصلا خودش هیچی نمیگه گفتم به نظرم ولی خونه ساکته راحتی نه؟ گفت باور کن کاری که شش ماه باید انجام میدادم در عرض یه ماه انجام شد. جالبه من واقعا دل تنگش میشدم.. دلم بدجور شکست.. شما راهی میشناسید بدون اینکه زندگیم اسیب ببینه توجهش بیشتر شه؟!!! نمیدونم اصلا هم دوست ندارم به زور کسی و وادار به وابستگی کنم اخ که چه قدر حس بدیه.