نگاه دوستمون درست میگه
منم همه پست هات خوندم
سال 98تو سن کم نامزد کردی که همه بهت گفتن اشتباهه ولی تو گفتی عقلم میرسه
بعد میگی شوهرم خسیسه حتی حساب چوب کبریت خونه هم داره اجازه بیرون رفتن نمیده میگه حتی ممکنه بزنمت
چرا باز داری التماس میکنی
بعد تو الان پنج سال نامزدی همش هم دعوا بوده باز رفتی التماس خواهرش که بیاد تو رو بگیره
این دنبال بهونه است از اونجایی که خسیسه بدون هیچ پولی تمومش کنه سکته این چیزا هم همش نقشه است که بگن پسرمو حرص داد از دست دختره پسرم سکته کرده
بشین درست بخون یا کلاسی چیزی برو کاری باهاش نداشته باش تا بیاد تکلیفت مشخص کنه
الان چند روز پیش هم یک دختر نوزده ساله تو نی نی سایت همین مشکلات داشت ولی ازدواج کرده بود شوهرش خسیس بود کتک هم میزد به زور رفت خونه باباش منتظر طلاقه
پس کاری فعلا باهاش نداشته باش فکر کن کلا نیست برو دانشگاه بدون کنکور یا کلاس چیزی یا سر کار برو
اگه تکلیفت مشخص شد لااقل درآمد داشته باشی
اونم آخرش مجبوره تکلیفت مشخص کنه
بزار اگه گفتن طلاق اول اون پیش قدم بشه تا مهریه بهت برسه
اگه هم زندگی خواست اول خونه جدا بعد طلا بخر پشتوانه لازمه
سنت کمه عجله نکن با یک بچه بخوای برگردی