شوهر من همیشه زبون تندی داره همیشه بی احترامی میکنه امروز ک مریض بود از صب بهم میپره میگه برو گمشو من از هیچکی ب اندازه تو متنفر نیستم بخدا هیچی نگفتم هیچی الان خوابیده منم آروم بی صدا دارم کریه میکنم
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔