2777
2789
ایشالا مگر اینکه یه دل دعام کنه و قبول شه مرسی ازت و از همراهیت

خواهش کاری نکردم کاش میتونستم و کاری میکردم .توکل به خدا من گاهی مشگلات رو به گذرزمان میسپارم و واقعا هم درست میشن فقط صبر باید داشته باشید .

خدا هست و خدا هست و خدا هست .
اگه از خواهر و برادراتون بخواهید تا با باباتون حرف بزنن و دلش رو نرم کنند و از شما بگن از زندگیتون و ...

نه نمیشه خواهرم فقط گفت ۲۰۰ تومن میدم یا به دلار بده قبول نکردم و گفتم یه دانگ به نامت میزنم ک بازم نمیشه خونه خرید. عزیزم داداشام به فکر خودشونن در عمل نه من.فقط خدا کمکم باید کنه و شاید یه آدمارو بفرسته سر راهم که کمکم کنه. به بالا بالایی نامه دادم جواب ندادن به علی کریمی کامنت گذاشتم جواب ندادن ندیدن به علی دایی وووه به خیلیا گفتم شاید پولدارا کمکم کنن ولی خیلی فقیر تر از من هست باز دمشون گرم کمک میکنن به بقیه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شماهم حالا غصه نخور خدا بزرگه به خدا توکل کنید شاید با گذرزمان همه این مشکلات حل بشن وارزوی بهترین ه ...

بعلی وقتا میگم خدا چی میشه یکی ازین مریضای پولدار  رو واسطه حل مشکلم کنی انقدر نذر کردم دعا خوندم یه خاستگاری داشتم خیلییییی پولدار بود ۲ واحد اپارتمان داست ماشین خیلی خفن ولی خیلی لهجه داشت قیافه نداشت که باز چشمامم می‌بستم روز اول دعوا کردیم سر اینکه میگفتم اخلاقیات چیه ملامت چیه فقط پول پول می‌کرد من اینو دارم اونو دارم ازین تازه به دوران رسیده ها منم قاتی کردم گفتم ببین من خودمم بالا شهر نشینم پولتو به رخ من نکش عقدشو ندارم به غیر پول چی داری و باز گفت پول . همکارم میشنید هی میگفت پری نپرون آروم تر باش و سر جلسه دوم کم مونده بود همو بزنیم  منم گفتم پولتو واس من رخ نکش پرن دخترا قطع کردم.  بعد اون طلسم شد خاستگاری یکی گره گوری تر از بیکاری معتاده پارانوئید بگیر تا سیاسی .  خدا نمیدونم هدفش از من چیه نمیدونم والا. آنقدر به مریضام میرسم عاشقان یه دختر خودکشی کرده بود از پل انداخت بود خودشه گفتم ببین ۱۶ سالته بشین دو سال زبان بخون برو خارج از باباش قول گرفتم . باورتون میشه یک دختر هم سر اینکه باباش سر لاک زدن همش دعواش می‌کرد رگشو زده بود منم هر چی از دهنم درومد به باباش گفتم گفتم مشکل الان لاشه الان راضیی رگشو زده و کلی صحبت  . دنیای ما زنا مظلومانه هست . من خودم عاشق مریضام میخونم وقتی با نگاهشون بهم میگن محبت میخوان . امروز یه پیر زنرو بغل کردم بوسش کردن از پرستاران می‌ترسید طفلی بغلم کرد گریه کرد یه جورایی خودم چون سرشار از کمبود محبت هست با محبت کردن به مریضا خودمو تخلیه میکنم ولی همش میگم خدا من به اینا میرسم تو هم به من .

الان خیلی از جونا همین مشکلات مالی رو دارن ولی چاره چیه باید به خودمون سخت نگیریم وباتوکل به خدا زندگی کنیم تا اذیت نشیم متاسفانه بی پولی بزرگترین بدبختی هست ولی انشالله تنتون سلامت و  روح وروان خودتون رو به هم نریزید .خیلی بد تر از شما هستند که دیگه چاره ای جز صبر و تحمل نداشتند .یکیش خود من هیچ وقت اون طور که ارزوش رو داشتم نشد و خیلی از خواسته هام هست که بهش نرسیدم ولی چاره چیه با غصه خوردن که کاری نمیشه کرد پس من خودم رو به بیخیالی زدم و خیلی وقت ها حتی بهش فکر نمیکنم و فراموششون میکنم . امیدوارم حالاکه خانواده تون حرف شما رو نمیفهمند ودر این شرایت قرار گرفتید خدا یک بخت خوب نصیبتون کنه تا جبران این روزها بشه ودر اینده حتی به این مشکلات فکرم نکنید وآرزوی خوشبختی دارم براتون .

خدا هست و خدا هست و خدا هست .
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز