2789
عنوان

شیفتینگ

3987 بازدید | 17 پست

خب سلام! 

من تا یه چیزی راجب شیفت سرچ میکنم میبینم این سایت میاد بالا و خداروشکر همه هم در جهل و نادانی هستن! •-•

دیگه نتونستم تحمل کنم و تصمیم گرفتم این چندتا نکته رو بهتون بگم. 

۱ شیفتینگ گناه نیست بابا! شیفتینگ توسط ذهن انجام میشه تروخدا انقدر خرافاتی نباشید! شیطان! هه! الان منم شیفترم و اصلا تا قبل این سایت اسم شیفت و شیطان رو کنار هم نشنیده بودم. عزیزای من! شیفتینگ یه علمه! علم! که در یکی از کشور ها به عنوان درس هم اموزش داده میشه. 

۲ شیفتینگ و سختی؟ برو بابا! شیفتینگ یک ذره هم سخت نیست.( حالا نه در اون حد) خب میگید الان چیکار کنم نه؟ وایسا تا توضیح بدم! تو نیاز نیست هر هفته، هرروز و هر ساعت اب بخوری! نیاز نیست با متودی شیفت کنی! نیاز نیست همش جملات مثبت بگی چون این جملات مثبت برای خود من تنها چیزیه که همیشه دورم کرده! با اینکه تصور بگی نگی کارسازه ولی نیازی به اونم نیست! پس چیکار کنید؟ هیچی! برو دراز بکش و به خودت اجازه رفتن بده و شیفت کن! همین! شیفت رو برای خودت سخت نکن! 

۳ حالا خدایی به من ربط نداره ولی بعضیاتون واقعا تو پریودی و مریضی واسه شیفت تلاش میکنید؟! حرصمو در نیارید تروخدا! خب تو خودت خسته و بیحالی اون همه کار هم از مغزت بگی حال تکون خوردن هم نداری دیگه! 

*نفس عمیق کشیدن

همین! ^^

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



چی دست گیرمون میشه تا شیفت کنیم 

ببین... 

نمیدونم درست فهمیدم یا نه ولی... 

چی دستگیرتون میشه... حتما تا حالا شده یبار هم بخوای جای شخصی یا کنار کراشت باشی! خب با کمک شیفتینگ، با ذهن ( تاکید میکنم، ذهن!) اینکار ممکنه. 

توی شیفتینگ همه چیز رو مثل همینجا احساس میکنی. درد، بو، مزه، احساسات و غیره. 

و حالا موندم چطور به خیلیا بفهمونم این سفر به دنیای موازی نیست... 


منم دوس دارم

خیلی جالبه. 

البته شیفتم ناخواسته بود ولی... 

بیخیال. 

اصلا خیلی خوبه! 

ببین دقیقا همین شکلی بود اونجا 

وای همه چیز رو دقیق میدیدم. 

بعد ترسیدم و به خواست خودم چشمام رو توی cr باز کردم. 

ببین...  نمیدونم درست فهمیدم یا نه ولی...  چی دستگیرتون میشه... حتما تا حالا شده یبار هم ...

وقتی بابام مریض میشه دقیقا میفهمم چ ساعتی از درد بیدار شده ...هیچی رو نمبتونن ازم پنهون کنن من خوابشو میبینم این شیفتینگه ؟ 

یا راحب هرچی حرف بزنن تو خونشون منم زنگ میزنم یهو اشاره میکنم خواب دیدم این حرفو زدین 

تله پاتیه چیه 

مامانم برق از سرش میپره وقتی زنگ میزنم ۰

میدونم هر چی میگم گل میگم ولی شما لایک نکنید 😒🤨
وقتی بابام مریض میشه دقیقا میفهمم چ ساعتی از درد بیدار شده ...هیچی رو نمبتونن ازم پنهون کنن من خوابش ...

نه ببین همچین چیزی شیفت نیست. 

بزار مال خودم رو مثال بزنم : 

چشمام رو باز کردم و دیدم تو مدرسمم ( عجیبه ولی واقعی... اولین شیفتم به مدرسم بود.) وای همه چیز دقیقا مثل اینجا بود. و بعد به خاطر ترسم به خواست خودم چشمام رو باز کردم. ( درحالی که ترسم الکی بود) 

شیفت یه دنیای جدا از اینجاست و اتفاقات اونجا به اینجا ربطی نداره و بلعکس.

😍کاش تجربش کنم من تو خواب ب نوعی شیفت میشم

ایشالله که تجربه میکنی

البته من اون موقع هیچی راجب شیفت نمیدونستم و ترسیدم برای همین *به خواست خودم* بیدار شدم. 

وای... اخرین تجربه یکم ترسناکه... 

نمیدونم چطور نترسیدم... 

ببینید... 

اینطوری بود 

من مریض شده بودم. ( همین کاری که گفتم شما انجامش ندید رو خودم تو دوران جاهلیتم انجام دادم) 

بعد گفتم بابا کی به کیه بیا امتحان کنیم. 

رفتم دراز کشیدم. 

پتو هم روم بود. 

بعد تو ذهنم گفتم : من به خودم اجازه رفتن میدم. 

بعد وای... دیگه جامو احساس نکردم!!! 

هی یه چیزی میخواست چشمام رو باز کنه و من مقاومت میکردم. 

دستامو یه چیزی بالا برده بود و نور سفید میدیدم. 

بعد انگار یه چی محکم کوبوندم رو زمین. 

چرا؟ 

چون کائنات اجازه رفتن ندادن. چون من خر مریض بودم. 

برای همین میگم تو مریضی امتحان نکنید. بعدشم حال تکون خوردن هم نداشتم و باید میرفتم امتحان بدم. 

نه ببین همچین چیزی شیفت نیست.  بزار مال خودم رو مثال بزنم :  چشمام رو باز کردم و دیدم تو ...

خب آبجی اینکه گفتی چشماتو می بیندی و می بینی تو مدرسه این که میشه تصور کردن چطوری شیفت

اسی من فکر میکنم که قبلا بارها خواستم شیفت برم و نشده.البته ناخواسته.اصلا نمیدونستم چرا اینطوری میشم

نصفه شب بیدار میشم و بعد که میخوام دوباره بخوابم انگار دنیا دور سرم میچرخه و نمیتونم دستو پامو تکون بدم یا حرف بزنم

بعدش میترسم به خواب برم و به زور خودمو بیدار میکنم تا از سرم بپره 

نکنه من به اشتباه فکر میکردم بختکه😐 

پرده سفید نمیدیدم اما انگار یه رنگایی مثل فرفره به سرعت جلوی چشمم میچرخه .مثل فرفره رو دور تند

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792