2821
2789
عنوان

مادر بیشعورم

1241 بازدید | 26 پست

واقعا از جهل بعضیا  ،پدر مادرم جدا شدن من از سال ۹۳ نه پدرم رو دیدم نه با هیچکدوم از اقوام در ارتباطم ،اینقدر سختی کشیدم اینقدر بی پولی کشیدم نداری کشیدم تو مجردی سال ۹۶ بخاطر۷۰۰ هزارتومن شهریه دانشگاه گریه میکردم ،هیچکس از اقوام دو طرف (بغیر از یکیشون که خارج بود خیلی هوامونو داشت خیلی خیلی زیاد)این دور و بری ها سالی یکبار هم خونمون نیومدن داییم از سال ۸۷ نیومده خونمون میگه کار دارم وقت ندارم و....

۳ سال پیش که داشتم ازدواج میکردم گفتم من پول نمیریزم تو شکم یه مشت آدمی که تو نداری و فقط من نبودن،پولش رو میرم خونه میخرم هیچ خرجی نکردم هیچی حتی عکاسم نیاوردم رفتم محضر عقد کردم رفتم خونه ی خودم بعد اون خدا کمک کرد تو اون تایم باز خونه عوض کردیم تو بالاشهر یه خونه نوساز خریدیم یه تیکه زمین ۳۰۰ متری تو یه جای خوب خریدیم خدا واقعا کمکمون کرد 

مامانم اینقدر اوایل زر زر کرد که برات هیچ کاری نکردن نه یلدایی آوردن نه کادو آوردن نه هیچی سال اول ازدواج افسردگی گرفته بودم همش به اینا فکر میکردم‌ عصبیم کرد بعد یکاری کرد که شوهرم باهاش دعوا کرد بیرونش کرد من خر چقدر زار زدم چرا مامانم رو بیرون کردی چرا بهش بی احترامی کردی و ... بعدا از عید تاحالا آشتی کردیم 

این زنه هر روز که میگذره من بیشتر میفهمم چه مار سمی ای هست ،ما میخوایم خونمون رو بفروشیم بزرگ تر بخریم رهنش بدیم اونو بذاریم رو پول این خونه ،خودمون بریم یه جا رهن ارزون بشینیم یکی دوسال پولش رو جور کردیم خودمون بریم ساکن بشیم .

بعد امروز اومده بود خونم گفت فروش خونه چی شد مشتری میخوادش گفتم مشتری میخواد ولی ما خونه پیدا نمیکنیم ،با کنایه گفت برای شما فرقی نمیکنه که میخواین برین رهن ،منم گفتم خب بریم رهن (یجوری که میخوای بری مستاجری و تخریب شخصیت)گفتم حالا توهم کم به ریش ما بخند گفت مگه چی گفتم ؟گفتم ما بریم رهن باید یه خونه پیدا کنیم پولو بزاریم که از ارزش میفته توهم میخوای به ما بخندی دیگه با این لحنت 

برگشته میگه تو ۳ سال پیش عردسی نگرفتی خودتو مفت دادی خداشاهده اینقدر عصبی شدم😡😡😡 چقدر یه آدم میتونه بد ذات باشه آخه 

گفتم من عروسی میگرفتم عمم میخواست بیاد مجلس گرم کنه که من نگرفتم کلا فکر نکنم فامیل ما ۳۰ نفر بشن من برای کی باید مجلس میگرفتم خب کاملا مشخصه همسایه های خانوم ،املاکی محل,و کسبه محل دروغ نمیگما اینارو میخواست دعوت کنه


خدایی حق داری بعضی وقتا دخالت های بقیه دق میده طرفو

👑از قضـاوتـ مـردم دلـگـیـر نـشـو،مـهـم تـویـی مـهـم خـودتـی کـه مـیـفـهـمـی دارن اشـتـبـاه مـیـکنـن مـهـم ایـنـه کـه الـان مـیـفـهـمـی کـی لـیـاقـتـ تـو رو داره ایـنـکـه مـیـفـهـمـی نـبـایـد بـرای هـمـه از خـودتـ مـایـه بـذاری از بـرداشـتـ مـردم نـتـرس…🥀🙃                                          

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

اگه ادم بود بابات طلاقش نمیداد هههههه ولی بی شوخی همین مادرته که بزرگت کرد پدرت اگه میخواست میومد دیدنت و بهت پول میداد 

فکر کنم تقصیر پدرت تو این ماجراها بیشتره 

ولی در کل اگه میخوای با ارامش زندگی کنی روابطت رو با ادمهای سمی کم کن

غرور من امپراتوری کبیر است که برای هیچکس سقوط نخواهد کرد

بعد من مهریه ام کمه 

قهر کرد رفت خونش زنگ زد گفت تو اگه چشم به مهریه ای که من از بابات گرفتم داری من اینقدر شعورم میرسید که تو ۱۶ سالگی یه مهریه ای بذارن برام که اسلحه ای باشه تو دستم 😐

چقدر از این آدم بدم اومده خدایی

به حرفاش اهمیت نده قصدش خراب کردن زندگیت نیست فقط حرف زدن درست بلد تیست مدلش این جوریه دیگه حرفاشو نشنیده بگیر یه موقعه بازم خپاشت عز این حرفا بزنه تو یا خودت رو مشغول چیزی کن یا زنگ بزن با یکی حرف بزن یا اهنگ بزار صداشو زیاد کن

اگه ادم بود بابات طلاقش نمیداد هههههه ولی بی شوخی همین مادرته که بزرگت کرد پدرت اگه میخواست میومد دی ...

اون اعتیاد داشت کلا یه سمی بود از ننم بدتر 

یه آشنایی داشتم همیشه براش خدابیامرزی میدم یبار به مامانم گفت فکر نکن چون خوبی دخترت پیشت مونده این فقط از بد و بدتر ،بد رو انتخاب کرد

اون اعتیاد داشت کلا یه سمی بود از ننم بدتر  یه آشنایی داشتم همیشه براش خدابیامرزی میدم یبار به ...

پس روابطت دو با مادرت کمتر کن ولی قطع نکن هرچی باشه مادرته 

حرفهاش رو هم سعی کن پیش شوهرت نگی حتی به عنوان درد و دل 

هرچی شوهرت کمتر بدونه بهتره

غرور من امپراتوری کبیر است که برای هیچکس سقوط نخواهد کرد

حس می کنم مادرت توی زندگیش یه تجربیات منفی ای داشته و حالا برای تو میترسه

باز باران با ترانه   با گوهر های فراوان.  می خورد بر بام خانه  یادم آرد روز باران  گردش یک روز دیرین   خوب و شیرین   توی جنگل های گیلان   کودکی ده ساله بودم   نرم و نازک   چست و چابک   با دو پای کودکانه   می دویدم همچو آهو   می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه   می شنیدم از پرنده   از لب باد وزنده   داستان های نهانی   راز های زندگانی   برق چون شمشیر بران   پاره میکرد ابر ها را   تندر دیوانه غران   مشت میزد ابر ها را   جنگل از باد گریزان   چرخ ها میزد چو دریا   دانه های گرد باران   پهن میگشتند هرجا   بس گوارا بود باران   به چه زیبا بود باران   می شنیدم اندر این گوهر فشانی   رازهای جاودانی   بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا   زندگانی خواه تیره خواه روشن   هست زیبا   هست زیبا   هست زیبا

عزیزم تک فرزندی ؟

این آدم حسابی‌ها رو دیدین؟دارایی‌شون شخصیه و اهل شوآف نیستن کاراشون برای تو چشم بقیه کردن نیست حـرفاشــون سـنده و مسئولیت پذیرن .اهل سرک کشیدن و فضولی نیستن سرشون به کار خودشون گرمه سر وقتش خوش اخلاقن وسر وقتش ســختگیرن .رفتارشون متینه.سعی کنید همچین آدمی باشین....

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز