2777
2789
عنوان

خانه ویلایی

664 بازدید | 16 پست

بچه‌ها کیا تو خونه ویلایی که دربست باشه ساکنن؟

یکم از تجربتون برام میگین ؟

آخه همیشه آپارتمان نشین بودم الان دارم‌ میرم ویلایی، نمیدونم چرا نصف شبی از فکرش استرس گرفتم یجوریم دلم آشوبه 😓

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من تا ۱۸ سالگی تو ویلایی زندگی کردم ولی الان واقعا برام سخته کارش سنگینتره خرابیش بیشتره آپارتمان راحته کارش

عضو گروه نارنجی وزن شروع:69وزن هدف:54 تیر ماه 1399 وزنم 54 کیلو بود از خونه نشینی به 69 کیلو رسیدم تیر 1400 من برمیگردم به وزن قبلیم.امروز شنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ امضام رو خوندم دیدم قرار بود تیر بشم ۵۴ کیلو ولی الان ۷۰ کیلو هستم😂میگن سنگ بزرگ علامت نزدن هستش همینه ها.این بار شعارم رو عوض میکنم لاغر میشوم نه فورا ولی حتما رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود.امروز ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ من شدم ۷۴ کیلو😕اینقدر چاق شدم که بنظرم دیگه زیر سر آمریکاست. مرگ بر آمریکا😕

استرس چرا ؟ عالیه من ۵ساله میشینم خیلی راضیم حیاط بزرگ بچه راحت میره بازی میکنه نه مجبوری بهش بگی اروم یواش نپر فلان کارو نکن . راحت و بی دردسر

بچه عجیب ترین موجود دنیاست...می اید،مادرت میکند،عاشقت میکند،رنجی ابدی را دروجودت میکارد،تا اخرین لحظه عمر عاشق نگهت میدارد  وتمام...! بگمانم مادر بودن یک نوع دیوانگی ست، وقتی مادر میشوی رنجی ابدی سراغت می اید، رنجی نشات گرفته از عشق..،مادر که میشوی میخواهی جهان را برای فرزندت ارام کنی،میخواهی بهترین هارا از ان او کنی،وقتی می خزد،چهاردست وپامیرود،راه میرود ومیدود،توفقط تماشایش میکنی وقلبت برایش تند میتپد..❤از دردش نفست میگیرد روحت از بیماری اش زخم میشود،مادر که میشوی دیگر هیچ چیز جهان مثل قبل نخواهد بود،مادر که میشوی کس دیگری میشوی کسی که وجودش پر از عشق وجنون ودیوانگی ست

امنیت اپارتمان بهتره بقیه چیزا ویلایی

یکم در مورد خودم توضیح بدم «به نام خدا هستم، از بچگی بزرگ شدم، تو بیمارستان به دنیا اومدم، صادره از شهرمون، همونجا بزرگ شدم، چند سال سن دارم، بابام مَرد بود، تو دوران کودکیم بچه بودم، با رفیقام دوست شده بودم، به دوست داشتن علاقه دارم، قصد ازدواج نه دارم، بعضی شبها که می خوابم خواب می بینم، تو خونمون زندگی می کنیم، تا حالا نمردم و...»

من ویلای دارم خیلی خوبه اوایلش از بس حیاط ندیده بودیم۵ ماه فقط تو حیاط بودیم غذا میخوردی چای ظرف میشستم میخوابیدیم پنجره رو باز میکنی آفتاب میاد تا وسطای پذیرایی تو آفتاب ولو میشی دیگه غرغر و نق نق همسایه ها نیست آزادی برا خودت بچه‌هات بدون استرس راحت میتونن بدون بازی کنن سرو صدا کنن 

لبهایم را بالا میکشم برای نشاندن لبخندی بر صورت بی‌جانم، زجر لبخند و دوای درد،تلخی‌ای که به شادی چنگ میزند،تا آن را در آغوش خود محبوس نکنم دست برنمیدارم یک روز او مال خود خود من میشود یقین دارم 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز