امروز خیلی ناراحتم ازش اصلا وقت نذاشت واسه من صبح با داداشم و بابام رفت باغ اونجا مهمون داشتن ن زنگ زد نه هیچی فقط اومدنی گفت شام و زود حاضر کنید خستم میخوام بخورم و چپه شم. اومد شام خورد باز رفت تو اتاق بابام با اونا نشست ی ساعتی حرف زد و همونجا خوابید خیلی عصبیم
[QUOTE=265380761]با باباتینا چی میگن هیی؟؟ یاد فیلم ریحان و میران افتادم خاندان دور هم جمع میشن که تصمیمات مه ...[/QUOخخخخ حرف یام نداشته باشن عادت کردن میرن میشنن پیش هم