پدرم رفت زن گرفت منو از خونه بیرون انداخت خیلی زجرم میداد عملا بزور بهم غذا میداد منم اومدم خونه اجیم.منم ۳ماهه بخاطر دانشجو بودنم بیکار شدم جایی قبولم نکردن برم سرکار، خسته شدم انقدر هزینه دانشگاه و... قرض کردم. آجیمم منو سرکار گذاشت گفت برو شکایت نفقه من احمقم رفتم
بابام اومد دادگاه کلی تهمت و دروغ بارم کرد گفت قصد قتل داره دختر و کلی عکس پرینت رنگی گرفته بود که الکی خودش خونه رو ریخت پاش کرده بود گذاشت پای من یا از کمد لباسام عکس گرفته بود گذاشت رو پرونده میگفت دختره لباس داره کفش داره
حتی من گوشیمم با پول خودم خریدم میزد رو قران میگفت گوشی من براش خریدم حالا ۲تومنم پولش نیست. خلاصه کلی دروغ تهمت بارم کرد گلومم درد گرفت از بس توی دادگاه بحث کردیم ابرومم برد
قاضی حق رو به من داد گفت بهش ۱میلیون بده گفت بمیره نمیدم گفت ۶۰۰بده گفت تحت هیچ شرایطی قرونی بهش نمیدم و هی دروغ پای من گذاشت رسوام کرد
اخرشم پرونده رو فرستادن کارشناسی بازم باید برم دادگاه به بحث و ابروریزی خسته شدم از اینطرفم قاضی پشتم بود مهربون بود گفت ممکنه زندان براش تعیین بشه منم میترسم پیش بابام ضایع بشم اگر برم بهش رضایت بدم
از اینطرفم هیچ پولی ندارم فعلا کلی قرضم افتاده گردنم
بابامم بدجور باهام لج بسته میگه میندازمت زندان اصلا امنیت ندارم
چکار کنم توروخدا